صدا و سیما به کدام سمت می رود؟!
چندی پیش در لبیک به حرکت خوب دوستان عزیز در نقد رسانه ملی مطالبی رو نوشتیم.اما گویا رسانه ملی به این حرف ها گوشش بدهکار نیست.
برنامه طنزی در شبکه سه پخش می شود به نام چارخونه. من از آقای ضرغامی میپرسم آیا در این فیلم ابتدایی ترین اصول اسلامی رعایت شده؟!
آیا حرکات و سکنات خانم بهنوش بختیاری در این فیلم شایسته یک خانم ایرانی است؟
آقای ضرغامی آیا به نظر شما نحوه رفتار شکوه در فیلم چارخونه با شنبه(کارگری که نقشش را آقای سید جواد رضویان بازی می کند)مطابق با شعونات اسلامی است؟!
نمی دانم شاید در حاشیه جدید ملا عزت الله ضرغامی بر عروه الوثقی این قبیل امور حلال است و ما دچار توهم و جنون و یا به اصطلاح تهجر و تنگ نظری شده ایم؟
جناب آقای ضرغامی !
آیا پخش اعترافات اراذل و اوباش به نحوی که تمام جزئیات تجاوز هایشان را به نوامیس مردم در رسانه ملی پخش شود به امنیت اجتماعی کمک می کند یا به اشخاص بیمار دل کمک می کند؟
هنگامی که گزارشگر تلویزیونی در برنامه کوله پشتی بایک خانمی که توسط این اراذل مورد تعدی قرار گرفته بود مصاحبه می کرد آیا شما خجالت نکشیدید؟
گزارشگر: خانم ببخشید اون آقا با شما چیکار کرد؟
خانم:به من تجاوز کرد و ...
گزارشگر:نه بگید دقیقا با شما چیکار کرد؟
گویا وظیفه صدا و سیما اینه که جزییات تجاوز اشرار به نوامیس مردم رو به سمع و نظر مردم برسونه!!!
آقای ضرغامی !
به خدا قسم هنگامی که به اعترافات اون آقایونی که اعدام شدند و اظهارات دخترانی که مورد تعدی قرار گرفتند در خانه به همراه خانواده گوش کردم خجالت کشیدم.
آقای ضرغامی!
به جای پخش برنامه هایی از این قبیل به دوستانتان در صدا و سیما بگوئید که وکیل مدافع اراذل و اوباش نباشند و یا اگر این را هم نمی توانند حداقل سکوت کنند !
مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولین صدا و سیما در مورخه هفت مرداد ۱۳۶۹ فرموده اند:
برنامههاى بىفايده و بىمحتوا را مطلقاً پخش نكنيد
...فيلم خنثاى بىاثرِ بىمحتواى بدون پيام، مطلقاً پخش نكنيد. برنامهى بىفايدهى بىمحتوايى كه فقط يك وقت و يك فاصلهى زمانى را پُر مىكند، مطلقاً پخش نكنيد. بعضى از برنامهها اينگونه است. چند سال قبل از اين، من يك برنامهى مذهبى را از راديو گوش مىكردم. الفاظ علىالظاهر مذهبى و باطناً پوك، سجعها بىخودى، و عبارتها قديمى بودند. يك نثر زيباى قديمى نبود؛ بلكه عبارت مندرآوردىِ ساختنىِ چرندى را به شكل عبارات مذهبى درآورده بودند و گوينده هم همينطور پشت سرهم مىگفت. من كه آخوند و اهل دين و اهل اين فنّم، هرچه گوش كردم كه ببينم در اين بحث نيم ساعتى كه مرتب هم حرف مىزد، چه مىخواهد بگويد - مىخواهد توحيد را ثابت كند؟ مىخواهد نبوت يا قيامت را ثابت و يا رد كند؟ - ديدم كه اصلاً هيچ مفهومى ندارد. اين، يك بحث خنثى است.
من مىگويم اگر شما اين برنامه را براى اين آورديد كه اينجا خالى است، از شنوندگان عذرخواهى كنيد و بگوييد: شنوندگان! متأسفانه به قدر اين يك ساعت، برنامهى مناسب شما پيدا نكردهايم؛ اين يك ساعت تعطيل. اين، خيلى بهتر و پُرجاذبهتر و منصفانهتر است.
بعضى از فيلمها ساخته و نشان داده مىشود كه بىمحتواست. البته من چون اهل فن نيستم، متأسفانه نمىتوانم در باب ساخت و پرداخت و كارهاى هنرى آن نظرى بدهم - اى كاش مىتوانستم در آن زمينهها هم نظر بدهم - اما به عنوان بينندهيى كه پاى تلويزيون مىنشيند و خيلى هم از معارف زمان بيگانه نيست، مىتوانم نظر بدهم: انصافاً بىجاذبه و بىمحتوا بود. مىترسم به آن فيلمى كه مورد نظر است، اشاره كنم و كارگردان و هنرمندش بىخود مورد طعن قرار بگيرند؛ اما واقعاً الان مواردى كه بتوانم اشاره كنم و اسم فيلمها را بگويم جلوى چشم من است. اينها را پخش نكنيد؛ حتّى توليد نكنيد.