به نمودار زیر توجه کنید:
A - آقای آمیتا باچان توسط یک پدر سوخته ای مورد ظلم واقع می شود .آدم با دیدن این ظلم جگرش واقعا کباب می شود.
B - بعد از مدتی ورق بر می گردد . آقای باچان مورد عنایات خاصه حضرت حق قرار می گیرد .مظلوم قدرت می گیرد.ثروتی به هم می زند.دم و دستگاهی تشکیل می دهد.
C- این آقای مظلوم دیروزی پدری از ظالمین در می آورد که در تاریخ ویل دورانت ثبت می شود .
آری
جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
(این هم نتیجه اخلاقی فیلم)
تبصره:
۱ -از این به بعد همه مجازیم که در جهت تنبیه متجاوز و ظالم یک عده مظلوم دیگر را به درک واصل کنیم. چنان چه در این فیلم هندی هایی که سیمای السلطان ضرغامی (دام افاضاته ) نشان می دهد همه مجازیم که نه تنها دادگاه تشکیل بدهیم حکم بدهیم اجرا کنیم مختاریم که مامورین پلیس را نیز تار و مار کنیم.
۲ - من تعجب می کنم که چرا ارتش آمریکا و یا سایر ارتش های جهان این همه هزینه نظامی می کنند . یک بازیگر فیلم هندی یا یک بروس لی استخدام کنند دیگه مشکلی نیست .تروریست ها یک روزه با پای خود تسلیم خواهند شد.
***
به اطلاع ملت شریف ایران می رساند که معامله ای بین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و جناب بروس لی منعقد گردیده است. از این به پس هر روز یک فیلم از جناب بروس لی پخش خواهد شد. تا ملت عزیز از برکات این فیلم ها بهره مند گردند.
***
به عموم اراذل و اوباش میهن عزیزمان با مسرت اعلام می کنیم که برای این که بتوانند از دیدن برنامه های مبتذل ماهواره با هزار ترس و لرز خلاص شوند به فیلم طنز چارخونه که هر شب در دانشگاه عمومی (همان صدا و سیما)پخش می شود نگاه کنند و مستفیذ گردند.
***
همچنین به عموم اراذل و اوباشی که قدرت استخدام وکیل را ندارند اعلام می کنیم که میتوانند به برنامه کوله پشتی جناب فرزاد حسنی مراجع نمایند.
به اراذل محترم تخفیف داده خواهد شد.
***
بنده که نمی دانم با چه زبانی از صدا و سیما تقدیر و تشکر کنم.انشاءالله خدا یک در دنیا و صد در اون دنیا به این برادر عوض بدهد.
***
از برادران محترم می خواهم که به قسمتی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولین صدا و سیما در ۱۱ آذر سال ۱۳۸۳ دقت کنند و خود قضاوت کنند که حضرت آقا از صدا و سیما چه توقعی دارند و چه انتقادی از صدا و سیما دارند.
جذب مخاطب به هر قيمت؟
مرحوم سيدقطب جريانى را در يكى از كتابهايش مىنويسد، كه من پيش از انقلاب آن كتاب را ترجمه كردم. مىگويد به يكى از شهرهاى امريكا رفتم و ديدم دم درِ يك كليسا اطلاعيهيى نصب كردهاند: «امشب يك برنامهى رقص و شادى و شام سبك و موسيقى اجرا مىشود.»! تعجب كردم كه كليسا به چه مناسبت اينها را اعلام كرده! مىنويسد: كنجكاو شدم در آن ساعتِ معين بروم ببينم چه خبر است. ديدم بله، يك سالن رقص در كنار سالن كليساست؛ زوجهاى جوان مىآيند و مىرقصند؛ موسيقىهاى محرك و شهوانى هم پخش مىشود! افرادِ يكخرده مسنتر هم كنار نشستهاند و تماشا مىكنند و از نگاه كردن لذت مىبرند! كشيش هم اواخر شب روى سن ظاهر شد و با رفتار خيلى آرام و ملايم رفت نور چراغها را تنظيم كرد! مىگويد فردا رفتم سراغ كشيش؛ گفتم شما كشيش هستيد يا كابارهدار؟! اينجا كليساست يا سالن رقص؟! كشيش گفت من به اين وسيله مىخواهم جوانها را به كليسا جذب كنم! اينطورى مىشود جوانها را به كليسا جذب كرد؟! جوانها به كليسا جذب نشدند، بلكه به سالن رقصِ متعلق به كليسا جذب شدند! سالن رقصِ متعلق به كليسا مگر امتيازى دارد؟
اگر بناست فيلم يا برنامهيى پخش شود و تأثير سوئى بگذارد، چه فرقى مىكند كه من پخش كنم يا رقيب من؛ در هر دو صورت بد است؛ پس چرا من پخش كنم؟ به نظر من اين منطق مهمى است و بايد به آن توجه داشت…
افراد منفى، چهره نشوند
بشدت توجه كنيد كه چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديدهام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازى مىشوند؛ چرا؟ البته من نمىخواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مىبينم كسىكه در رشتهى خودش اينقدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مىآورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانوادهى او و به گذشتهى سرتا پا كمارزش او مصروف مىكنند؛ چرا؟ بهنظر من علاوه بر اينكه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مىخواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اينطور آدمهايى را؟!
در لبیک به ندای برادران به نقد صدا و سیما این مطلب در وبلاگ بسیج جهانی قرار گرفت. از تمامی برادرانی که دوست دارند صدا و سیما ارزش و اعتبار یک دانشگاه اسلامی را داشته باشد می خواهیم که به این ندا لبیک گویند.
ممنون
لبيكگويان حركت وبلاگي نقد دانشگاه عمومي (حامد طالبی)
نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در ساعت 12:7 |
لینک
|