امروز که نشريات رو تورقي مي زدم تيتر جالبي رو روي جلد نشريه شهروند امروز ديدم .اين نشريه از قول مدير سابق حوزه علميه آورده بود که انتقادات مراجع از دولت زمان آقاي خاتمي کمتر بوده !!!.
نمي دانم اين نشريه تا چه اندازه در اين نقل قول صادق بوده و يا نکته انحرافي اين خبر چيست و يا هر چغدر که به ذهنم فشار مي آورم نميتوانم براي خودم توجيه کنم که چه مصلحتي در نقل دروغ به اين بزرگي هست که آقاي قوچاني به آن تمسک جسته است !.
در زماني که آقاي مهاجراني دستگاه ارشاد کشور را دودستي چسبيده بودند و طاغوت وار و بدون رضايت مراجع عظام تقليد و با علم به عدم رضايت و حتي نارضايتي رهبر عزيز انقلاب با حمايت هاي گرم آقاي خاتمي به کارشان ادامه مي دادند بيشترين اعتراضات به اين رويه فرهنگي از نهاد حوزه به صدا در آمد.
نمود بارز اين اعتراضاتی که این نشریه منکر آن شده تحصن اعتراض آميز حوزه علميه قم در سال ۱۳۷۸ مي باشد که به جد مي توان گفت که بعد از انقلاب و اعتراض هاي روحانيت به رژيم ستمشاهي بيسابقه بوده است حال چگونه است که نشريه شهروند امروز به اين دروغ شاخدار توسل جسته براي بنده جاي سوال دارد"۱".
زماني که حضرت آيه الله مکارم شيرازي به دولت اعتراض مي کردند علنا آقاي مهاجراني در کتاب استیضاح به توهين به اين مرجع مي پردازند و به ايشان مي گويند به جاي انتقاد از بنده به کتاب هاي ديگران پاسخ گوئيد!!!"۲".
زماني که عالم مجاهد حضرت آيه الله مصباح يزدي به انتقاد از رويه فرهنگي کشور مي پردازند صدها نشريه بر عليه ايشان لجن پراکني مي کنند!"۳".
بماند خون دل هايي که مراجع عظام تقليد از دست نشریات توهین کننده به مقدسات خوردند.
آقايان چيز هايي شنيده اند که ملت ايران داراي حافظه تاريخي ضعيفي است ولي نه تا اين حد! کافي است که کمي انسان به ذهنش فشار بياورد تا ببيند که چه بلبشوي فرهنگي تحت لواي حضرات در دوران حاکميت اصلاحات بر کشور حاکم بود.
۱ -دوستان بزرگوار براي اطلاع از جزئيات اين تحصن تاريخي مي توانند به کتاب تحصن چرا و چگونه ؟ نوشته حميد رسايي مراجعه کنند.
۲-به کتاب استيضاح نوشته آقاي مهاجراني مراجعه کنيد اين کتاب رو انتشارات اطلاعات نشر داده است.
۳- براي درک مختصر هجوم مدعيان آزادي بيان به حضرت علامه علاوه بر نشريات زمان اصلاحات به کتاب هاي مصباح دوستان و بازي ترور مي توانيد مراجعه کنيد.
چندي پيش آقاي محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از آراء و نظرات حضرت امام (رض)را مطرح نمودند.
بنده برخلاف ساير دوستان كه از اين امر ناراحت شده اند و اين مسئله را افتتاح باب تخريب حضرت امام مي دانند از اين امر و از اين ادعاي امثال آقاي محمد رضا خاتمي از جهتي كه به آن اشاره خواهم كرد خوشحالم!
قبل از اين كه محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از امام (رض)را مطرح نمايند اشخاص ديگري از جمله نوه محترم حضرت امام (رض)بحث اجتهاد در آراء امام (رض)را مطرح نمودنددر حالي كه حضرت آقا با بيان مستمر و چندين باره اين مسئله كه راه امام روشن است به صورت غير مستقيم اظهار داشتند كه اجتهاد در مقابل نص فرمايشات و عملكرد هاي حضرت امام امري ناثواب و غير قابل بخشش مي باشد.
در اين راستا بود كه عده اي باب جديدي را باز نمودند و آراء و نظرات شاذ و نادر خويش را منتسب به حضرت امام (رض)نمودند و از جانب ايشان مهر تائيد بر اجتهادات خويش زدند!
در حالي كه حضرت امام (رض)در وصيت نامه سياسي الهي خويش به نكته مهم زير اشاره كرده بودند:
"اكنون كه من حاضرم ، بعض نسبت هاى بى واقعيت به من داده مى شود و ممكن است پس از مـن در حـجـم آن افزوده شود. لهذا عرض مى كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى شود مورد تصديق نيست مگر آن كه صداى من يا خط و امضاء من باشد با تصديق كارشناسان ، يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم" .
عده اي خواسته يا ناخواسته بر خلاف اين مسير مشخص شده از جانب حضرت امام (رض)ادعا هايي را مطرح نمودند، از جمله آقاي هاشمي رفسنجاني كه با كمال تعجب اظهار داشتند كه حضرت امام (رض)در سال 1363 مخالف شعار مرگ بر آمريكا بودند ! در حالي كه امام خميني (رض) در پيام معروف به پذيرش قطعنامه اظهار داشته اند:
"انشاءالله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج ، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انـسـانـيـت بـايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با آمريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى خواهيم كه اين قـدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مـرگ آمـريـكـا و شوروى را به صدا درآوريم ".
با وجود نص به اين صريحي عده اي باز باب اجتهاد در آراء امام (رض) آن هم از نوع اجتهاد در مقابل نص را پيش روي خود باز ديده و به دفعات به تحريف صريح آرائ و نظرات حضرت امام (رض) وآن هم به بيرحمانه ترين شيوه ممكن يعني منتسب نمودن اين نظرات تحريف شده به حضرت امام نمودند!
در حالي كه مريدان امام در برزخي غير قابل تصور گرفتار شده بودند و انتقاد هر شخصي توهين به پايه هاي نظام !!! تلقي مي شد روزنامه هايي كه با بودجه بيت المال چاپ و نشر مي شدند و مي شوند به تحريف شخصيت حضرت امام (رض) ادامه دادند.
در اين راستا آيه الله صانعي طي اظهاراتي از موافقت حضرت امام (رض) با آراء فقهي ايشان در طول حياتشان سخن گفتند و در پي آن نظراتي را اظهار نمودند كه با نص صريح بيانات امام و عملكرد ايشان در طول عمر گهر بارشان متناقض و متضاد بود.
در اين زمان نيز عده اي كه نتوانستند هجمه به امام (رض) در اين سطح وسيع را تحمل كنند و به انتقاد از اين شيوه خطرناك پرداختند به توهين به مرجعيت متهم شدند در حالي كه سخن منتقدين چيزي جز اين نبود كه
" آقاي صانعي شما فقط نظرات خويش را به جامعه علمي عرضه كنيد و به اجتهاد بپردازيد نه اين كه نظرات فقهي خود را به امام (رض) منتسب كنيد"
در حالي كه در طول حيات حضرت امام (رض) و پس از آن نيز تعداد زيادي از علما در ابواب مختلف فقه اجتهاداتي مخالف با اجتهادات حضرت امام داشته اند ولي هيچ كدام اين اجتهادات را به پاي حضرت امام (رض)ثبت ننمودند و به تنهائي مسئوليت نظرات خويش را پذيرفتند.
با وجود اين وضعيت كه هر كس نظرات و اجتهادات خويش را به اسم امام مي نوشت بي آن كه به نظرات و آراء حضرت امام رجوع كند آقاي محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از حضرت امام را مطرح نمدند كه به نظر بنده بايد از ايشان تشكر نمود چرا كه ايشان با قبول اين مسئله كه نظراتشان مخالف نظرات حضرت امام (رض) مي باشد به نظرات خويش اشاره مي كنند و بدون اين كه آراء امام را مثل ديگران تحريف كنند به انتقاد از آراءامام چنان چه هست و ثبت شده مي پردازند.
از سويي ديگر اگر منتقدين حضرت امام (رض)آراء و نظرات خويش را اعلام نمايند به سادگي مي توان با آنان روبرو شد و پاسخي به نقد آنان داد ولي مشكل زماني است كه اين آقايان نظرات خويش را به اسم حضرت امام (رض)بيان مي كنند و مخالفين خويش را مخالف نظرات حضرت امام!!!
باز مي گويم و بر اين نكته تاكيد مي كنم كه دوستان بزرگوار بايد اين قدم و سخن آقاي محمد رضا خاتمي را حركتي به جلو فرض كنند و آن را ارج بگذارند زيرا كه اين موضع ايشان خالي از هرگونه نمايشات مضحك و خنده آور و تصنعي است ، چنان چه بعضي از حضرات تلاش دارند خود را آنگونه كه نيستند نشان دهند.
چندی پیش مقام معظم رهبری طی سخنانی در جمع دانشجویان شیراز توصیه هایی را به دانشجویان نمودند و از دانشجویان خواستند تا در مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... تعیین مصداق نکنند تا قانون دان های قانون شکن سوءاستفاده نکنند.
در این راستا هفته گذشته سایت خبری تابناک با تحلیلی عجیب مدعی شده بود که رئیس جمهور توصیه رهبری را در سفر به قم رعایت ننموده است!
در مورد این تحلیل ! سایت خبری تابناک نکات زیر رو باید خاطر نشان کرد:
اولا توصیه مقام معظم رهبری به دانشجویانی بوده که از اسرار و نیز پرونده ها اطلاعی ندارند و احتمال خطا در قضاوت هایشان زیاد هست نه رئیس جمهور محترمی که اطلاعات از چندین منبع مختلف به دستشان می رسد.
ثانیا رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی از قانون دان های قانون شکن اسم بردند به نظر حضرات این اشخاص در کدام حوزه ها بیشتر یافت می شوند؟ ما از پاسخ به این سوال خودداری می کنیم زیرا که عده ای مترصد فرصتی هستند تا مطالب مندرج در یک وبلاگ را به اسم رئیس جمهور بنویسند و ایشان را تخریب کنند.
ثالثا چرا عده ای این همه ناراحتند که رئیس جمهور اطلاعاتی را در مورد مفاسد اقتصادی و ... اعلام کنند مگر این اشخاص نبودند که رئیس جمهور را به خاطر عدم افشای نام مفسدان اقتصادی مورد شدید ترین حملات قرار دادند؟
رابعا ! مگر مرجع ضمیر قانون دان های قانون شکن حضرات موجود در خبرگزاری تابناک و یا حامیان پیدا و پنهان آن هستند که این گونه از افشای برخی مسائل بیم دارند؟
و سوالات دیگری که پرداختن به هر کدام از آن ها در این شرایط شاید به صلاح نباشد!!!
دیروز وقتی که به مطالعه روزنامه ها پرداختم به نکته عجیبی برخورد کردم !
می پرسید که این چه نکته عجیبیی است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است ؟
دولت اصلاحات در دوران حکومت هشت ساله خود بر قوه مجریه و نیز مجلس ششم در دوران حاکمیت اکثریت اصلاح طلب ! همیشه بر بوق نظارت مجلس بر تمامی قوا حتی رهبری و ... می زد تا جایی که آقای محمد رضا خاتمی نائب رئیس مجلس ششم از استیضاح امام زمان سخن گفت و آقای اصغرزاده عضو شورای شهر اول از تظاهرات بر علیه خدا دم زد !!!
نمی دانم این پارادوکس را چگونه حل کنم ؟
در طول دوران اصلاحات و زمانی که روزنامه های زنجیره ای بعد از ماه ها حمله به مقدسات دینی بسته می شدند و یا مورد تذکر قرار می گرفتند از لزوم نظارت و تحقیق و تفحث از قوه قضائیه صحبت می شد ولی امروز که عزیزان احساس اتحاد تاکتیکی با قوه قضائیه می کنند قرائت حاصل تحقیق و تفحص از قوه قضائیه امری نابخشودنی می شود!
امروز قرائت گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه حرام است ولی استیضاح وزیر بازرگانی در آخرین روز ها ی کار مجلس هفتم واجب عینی!
منتقدین دانشگاه آزاد حسود و شهرت طلب و مزاحم هستند اما مجلس آینده باید سوال از رئیس جمهور را مورد بررسی قرار دهد(مجلس هشتم سوال از رئيسجمهور را مطرح كند) و حتی به زعم برخی آقایان مجلس قوی مجلسی است که طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را بررسی کند!
انتقاد از آقای جاسبی به ای نحو کان حرام و در حکم محاربه با امام زمان هست ولی تخریب دولت خواسته همه انبیای عظام و در یک سخن کلیه کائنات !
در نظر حضرات کسی دارای کفایت سیاسی برای ریاست جمهوری بر ایران اسلامی است که دارای گرایشات سکولار و در صورت امکان لائیک باشد !
در نظر آقایان شخصی که بر عدالت اصرار می ورزد صلاحیت ریاست جمهوری را ندارد!
کسی که بر لزوم حکومت انسان کامل بر زمین و این که حکومت زمین به مستضعفین خواهد رسید تاکید کند پوپولیست هست اگر چه این سخنان قبل از این که دربیانات رئیس جمهور فعلی بیاید دربیانات رهبر عزیز و نیز امام راحل و قبل از آن ائمه معصومین و قرآن کریم آمده باشد.
آنچنان که از سخن مصلحان جدید و مرتجعین سابق بر می آید شاید نعوذ بالله خدا هم پو پو لیست بوده است!
در طول سه سالی که دولت مردمی آقای احمدی نژاد شروع به کار کرده روز نامه های اصلاح طلب به هر نحوی شده از وزرای کابینه انتقاد کرده اند روزی نبود که از وزیر اقتصاد قبلی آقای دانش جعفری و نیز وزیر کشور سابق آقای پور محمدی در روزنامه ها انتقاد نشود واین دو بزرگوار به مدیریت ضعیف متهم نگردند ولی امروز که بنا به هر دلیلی این وزرا تغییر کرده اند شاهد تعاریف و تمجید های عجیب و غریب از این وزرای تغییر یافته هستیم!
آن هایی که از جنایات ! آقای پورمحمدی در انتخابات مجلس هشتم سخن می راندند و می گفتند که وزارت کشور زمینه پیروزی یک جناح خاص را در انتخابات فراهم کرد و می خواستند عدم اقبال مردم به خودشان را به گردن دیگران بیندازند امروز از مدیریت تاریخی آقای پور محمدی بر وزارت کشور سخن می گویند!
حضراتی که در طول دوران مدیریت آقای دانش جعفری تورم را حاصل مدیریت ضعیف ایشان می دانستند امروز از بی کاره بودن و عدم اختیارات کافی این وزیر سابق مطلب می نویسند!
نمی دانم دیگر چه می توان گفت ولی آقایان را به یاد این سخن زیبای امام حسین در روز عاشورا می اندازم که در خطاب به سپاه کفر فرمودند:اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید.



