آقای هاشمی طی یک سخنرانی باز طی حمله به دولت سیاست های اقتصادی دولت را با عنوان گداپروری مورد هجوم قرار داده اند.
متاسفم از اینکه آقای هاشمی طیف وسیعی از مردم ایران اسلامی که جزو قشر زحمتکش جامعه هستند و متعلق به دوستداران ایشان یعنی کارگزارانی ها نیستند را با عنوان گدا یاد کرده اند.
حضرت امام(رض)یک موی سر کوخ نشینان مستضعف را به کاخ های کاخ نشینان ترجیح می داد ولی گویا عده ای از شاگردان! آن عزیز سفر کرده به این قشر زحمت کش کوخ نشین با نگاه خمینی بت شکن نگاه نمی کنند .
نگاه آقای هاشمی و کارگزارانی ها به مستضعفین نگاه یک متمول به گدا است نه نگاه یک زمامدار علوی به مردم!
آری در نظامی که آقایان داعیه دار طراحی آن هستند نباید گدایی باشد واین جای بسی خوشحالی دارد!
تعجب نکنید!
آقای هاشمی نمی خواهند در این ممکت فقیری باشد و فقرا و مستضعفین نباید چهره شهرهای ما را زشت نشان دهند!
مریدان آقای هاشمی برای این فرمایش آقای هاشمی نشسته اند و برنامه ها ریخته اند !
نباید در کشور فقیر باشد !
امکانات ما نیز اجازه نمی دهد که گداپروری !کنیم!
پس چه کار باید کرد؟
احسنت!
اکنون که فقر را نمی توانیم از بین ببریم بیائیم فقرا را از بین ببریم ! تا جامعه تماما یکدست و اعیان پسند باشد.
اگر کسی به فکر خدمت به مستضعفین باشد پوپولیست و عوام گرا هست او می خواهد به جای عدالت فقر را بین مردم توزیع کند! و دست آخر این که او گداپرور است!
مدعیان جامعه چند صدایی حتی تاب و تحمل انتقاد جوانان و دانشگاهیان را از یک مدیر مادام العمر (حضرت آقای جاسبی دامت برکاته و زید توفیقاته و ...)را ندارند و منتقدین را با عناوینی می خوانند و خطاب می کنند که انسان متاثر می شود و از خود می پرسد که آیا این همان نظامی است که مستضعفین صاحبان اصلی آن هستند؟
آقای هاشمی منتقدین دانشگاه آزاد را حسود و شهرت طلب و مزاحم و ... می نامند گویا سیاست اصولی ایشان فقیرزدایی از همه حوزه ها حتی از عرصه علم و دانش کشور می باشد و به نظر ایشان کسانی که می خواهند دانشگاه آزاد محیطی برای تعلیم انسان های متعهد برای اداره ایران اسلامی باشد می خواهند دانشگاه آزاد را به یک گداخانه بزرگ !!!تبدیل کنند.
حضرات باید بدانند که فرزندان معنوی حضرت روح الله و مقلدین خامنه ای عزیز هرگز در مقابل فقر و فساد و تبعیض سر فرود نخواهند آورد . خواه نتیجه این مجاهدت ها ترور شخصیت توسط اشخاص حقیقی و حقوقی باشد و یا نباشد .
چنان چه حضرت روح الله فرمودند:
ما مکلف به وظیفه ایم نه نتیجه که اگر انبیا و اولیا به نتیجه کار نگاه می کردند نباید هیچ کاری انجام می دادند.
چند روز پيش تصميم گرفتم كه مطالعه اي در فرمايشات آقا از سال ۶۸ تا به حال داشته باشم به اين جهت به پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري رجوع كردم.
ايشان در سخناني كه در جمع مسئولين صدا و سيما در هفتم مرداد سال ۶۹ داشتند سخنان بسيار مهمي رو در مورد حمايت از دولت ايراد كردند وچون اين سخنان را به صورت كلي و به عنوان راهنماي راه بيان نموده اند در مورد همه دولت ها صادق است.
"طرفدارى سياسى از دولتى كه امروز بر سر كار است، يك گرايش اصولى است. بايد اين در تمام برنامههاى شما محسوس باشد؛ از خبرتان گرفته، تا برنامههاى اقتصادى و سياسى.
اين صدا و سيمايى كه متعلق به اين ملت است - دولت هم كه متعلق به ملت و با پول جيب اين ملت اداره مىشود - نمىتواند بزرگترين مصلحت ملت را نديده بگيرد و فدا كند. مثلاً در برنامههاى معمولى، قصايد غرايى در مدح دولت و رئيس دولت بخوانند؛ اما در يك برنامهى طنز، يا در يك برنامهى سياسى و اقتصادى، زيرآب همه چيز را بزنند! متأسفانه گاهى اين چيزها ديده مىشود.
بد نيست من اين را به شما بگويم كه گاهى بعضيها ايراد مىگيرند، و آن وقت هم به حضرت امام(رضواناللَّهعليه) ايراد مىگرفتند كه چرا شما اينقدر با مراقبت و دقت و وسواس، از دولت پشتيبانى مىكنيد. من واقعاً از اين حرف تعجب مىكنم. من گاهى براى بعضى از نزديكان و دوستان مثال زدهام و گفتهام كه اتومبيلى است كه تمام دار و ندار من - فرزندان، عزيزان، ثروت و موجوديم - در آن است و رانندهى ماهرى هم پيدا كردهام كه از راه بسيار خطرناكى اين اتومبيل را مىبرد. من همه چيزم به اين اتومبيل بسته است. اگر يك وقت چيزى هم ببينم كه به نظرم ناخوشايند بيايد، كلمهيى كه يك ذره حواس آن راننده را پرت كند و او را مشغول نمايد و نتواند اين راه پُرپيچوخم و خطرناك را به سلامت طى كند و با عافيت به سرمنزل برساند، من مطلقاً آن كلمه را نخواهم گفت، تا خدشهيى به اين اتومبيل وارد نشود. حالا شما مىگوييد كه مثلاً چرا ما يك دفعه از اين طرف، وزنهيى را محكم به اين ماشين نمىكوبيم و نمىگوييم كه آقاى راننده! اين چه نوع رانندگى است؟ يا چرا در فلان نقطه آنطور شد؟ يعنى بهدست خودمان، همه چيز نظام را در خطر بيندازيم؟! اين خيانت است. آن كسى كه از پشت گردنه، يكدفعه جلوى اتومبيل مىپرد و يك فرياد بىخود مىكشد، دارد خيانت مىكند؛ خيال مىكند كه خدمت مىكند. حالا در اين وضع حساس بعد از انقلاب، وقتش نيست."
حضرت آقا در اين بيانات نكات چندي رو به صدا و سيما متذكر شده اند ، كه در اصل تذكر به همه مسئولين نظام و رسانه هاي دسته جمعي مي تواند باشد:
۱ - نمي شود در چند برنامه از دولت حمايت كرد و در يك برنامه به اصطلاح طنز و ...دولت را به شدت كوبيد.
۲- صدا و سيما با هزينه ملت اداره مي شود و نبايد مصلحت ملت را نديده بگيرد.
۳ -كساني كه در وضعيت حساس انتقاد و يا بهتر بگوئيم تخريب هاي ظالمانه اي عليه دولت اعمال مي كنند خائن هستند.
چنان چه ميبينيم حضرت آقا در اين بيانات به حمايت خويش از همه دولت ها به صورت عموم اشاره مي كنند و آن را يك سياست اصولي معرفي مي كنند.
مقام معظم رهبري در چند سال اخير كه دولت نهم زير شديد ترين انتقادها و تخريب ها كار را شروع كرد به حمايتي خاص و بي بديل از دولت دست زدند.
حضرت آقا حتی برای این که شائبه حمایت عام ایشان از دولت نهم به وجود نیایدبه حمایت خاص از دولت نهم اشاره کردند.
اگر بخواهیم لیست حمایت های عام و ویژه مقام معظم رهبری را از شخص آقای احمدی نژاد و دولت نهم اینجا ذکر کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.
سوال اینجاست که چرا عده ای با این که میخواهند شرایط کشور را بحرانی نشان دهند در این شرایط بحرانی دست از تخریب و حمله به دولت بر نمی دارند.(به عقیده ما شرایط کشور حساس هست ولی بحرانی نیست و این حساس بودن هم محصول حرکت یک کشور در حال توسعه به سوی یک توسعه پایدار می باشد)
این اشخاص باید بدانند که در کلام رهبر خائن هستند چون به اهداف و نیات دشمن کمک می کنند.
چند سال پیش که انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید هیچ کس فکر نمی کرد و شاید هم به مخیله هیچ کس خطور نمی کرد که این بار قرار است تمامی معادلاتی که چندین و چند سال است که به ناحق ترسیم گشته است به هم بخورد .
از هر کسی می پرسیدی به که رای خواهی داد می گفت به احمدی نژاد رای می دهم ولی حیف که رای نخواهد آورد!
ولی زد و احمدی نژاد رای آورد و شروع شد...!
خیلی وقت بود که عده ای در نهاد ریاست جمهوری ماوا گزیده بودند و هر ازگاهی طرحی نو می انداختند.روزی به اسم سازندگی و روزی دیگر به اسم اصلاحات و در این دوران قدرت کسی حق ورود نداشت که اگر کسی اشتباهی وارد این حریم می شد نیروی گریز از مرکز او را در خود محو و نابود می کرد.
تقدیر بر این قرار گرفته بود که کسی جز این معدود اشخاصی که از بدو خلقت مدیر آفریده شده اند! وارد این نهاد نگردند و اگر کسی اشتباهی وارد می شد باید مثل شهید رجایی عمودی وارد می شد و افقی خارج.
احمدی نژاد وارد این تاریکخانه گردیده و باید حذف گردد.چاره ای نیست یا باید مسالمت آمیز کنار بکشد و یا این که اسمش بر روی آزاد راه تهران شمال گذاشته شود و یا اینکه آبرویش را در طبق اخلاص بگذارد.
معادلات قدرت دیر زمانی است که ترسیم گشته و نمی شود آن ها را به این سادگی از میان برداشت.
به این جهت است که میگویند احمدی نژاد اشتباهی است !
او وارد حوزه ای شده است که نباید می شد!
اگر مقلدان امام خمینی با جان خویش به ملاقات معشوق شتافتند مقلدان خامنه ای عزیز نیز با آبروی خویش به مصاف اهریمنان آمده اند .
احمدی نژاد!
شهادتت مبارک!
چند سال پیش در اوج یکه تازی های اصلاح طلبان ! یک دفعه سعید حجاریان ترور شد و عده ای نیز از خدا خواسته این ترور را پیراهن عثمانی کردند تا به ارکان نظام از جمله سپاه و بسیج حمله کنند.
آن چیزی که بیشتر از همه ظهور و بروز داشت حمله مدعیان اصلاحات به عالمی بود که بخش عظیمی از عمر خود را در راه اسلام صرف کرده بود و اینک همچون سدی آهنین در مقابل تمایلات و تفکرات انحرافی آنان ایستاده بود.
دفاع جانانه رهبر عزیز انقلاب از حضرت استاد آب سردی را بر روی آتش شهوات شب پرستان ریخت آن هنگامی که حضرت آقا از استاد به عنوان عقبه تئوریک نظام یاد کرد و استاد را ادامه دهنده راه بزرگانی چون علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری یاد کرد.
اتهاماتی که به استاد زده می شد و الان نیز از طرف ادامه دهندگان راه بیگانگان در ایران به استاد زده می شود عبارتند از:
الف انجمن حجتیه ای بودن
ب مخالفت با آراء و اندیشه های امام و عدم سابقه مبارزاتی
ج تئوریسین خشونت
و ...
این اتهامات به اندازه ای خنده دار هست که انسان نمی داند که در جواب به آن ها چه بگوید؟!
آیا حضرت استاد با این همه نوشته در مورد ضرورت حکومت اسلامی در زمره انجمن حجتیه قرار می گیرد؟!
آیا مدعیان نشریه انتقامی که استاد در زمان رژیم طاغوت یک تنه بر علیه شاه چاپ و پخش می کردند ندیده اند؟!
در زمان طاغوت استاد در مقابله نظری با انجمن حجتیه به آنان گفته بودند که چگونه سهم امام را در عدم حضور معصوم می خورید و از آن استفاده می کنید ولی حاضر به تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت آن حضرت نیستید؟!
آیا با این اوصاف ایشان جزو انجمن حجتیه بوده اند؟!
آیا کسی که عمر خویش را در راه یادگار ارزنده حضرت امام که همان رکن رکین ولایت فقیه می باشد گذاشته است و در این راه جان و آبروی خویش را در طبق اخلاص قرار داده است مخالف اندیشه های حضرت امام هست؟!
اتهام این عده به حضرت استاد انسان را یاد این شعر ابوعلی سینا می اندازد که:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر یکی و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
اگر استاد مخالف اندیشه های امام هستند پس چه کسی موافق اندیشه های حضرت امام هست؟!
آیا فقیهی که مخالف هرگونه عمل خودسرانه ای در زمان حضور حکومت اسلامی و برخلاف نظر ولی امر مسلمین می باشند می تواند تئوریسن خشونت باشد؟!
در حالی که حضرت استاد عمل برخلاف بخشنامه های جزءادارات در نظام اسلامی را حتی اگر برخلاف نظر فقهی مجتهدی باشد را حرام می دانند می توانند حکم به ترور خودسرانه شخصی بدهند که مسئول یکی از نهادهای نظام اسلامی است؟(آقای سعید حجاریان عضو شورای شهر تهران بودند)؟!
این سوال برای بنده لاینحل مانده است که چرا عده ای که به استاد به خاطر انتقاد به نظریات شریعتی اعتراض می کنند و استاد را تئوریسین خشونت می نامند چگونه خود بهره گیری های گروهک تروریستی فرقان از آراء و نظرات شریعتی را توجیه می کنند؟
اگر ترورهای خودسرانه و کور گروهک تروریستی فرقان به پای شریعتی نوشته شود ترورهای کور و برخلاف نظر استاد عده ای خودفروخته را نیز می توان به اسم استاد نوشت.
همچنین اگر ترورهای کور عده ای که خود را پیرو بازرگان می دانستند به اسم بازرگان تمام شود ترور سعید حجاریان نیز می تواند به اسم استاد تمام شود.
نظر قاطع بنده این است که این هجمه ها به حضرت استاد تنها و تنها به خاطر حمایت های صریح نظری و عملی ایشان از نظریه ولایت فقیه و مصداق اتم آن یعنی حضرت آیه الله العظمی خامنه ای می باشد.
مهاجمان با خیال این که برای از میان برداشتن سد محکم ولایت فقیه مجبورند حبیب ابن مظاهر انقلاب را از پیش رو بردارند به ایشان هجوم آورده اند و چه خوش این استاد فرزانه جان و آبروی خویش را در مقابل تیرهای زهرآلود دشمنان قرار داده است.
خلاصه کلام این که
عده زیادی حاضرند برای اسلام و ولایت جان بدهند ولی تعداد بسیار اندکی هستند که می خواهند و می توانند برای اسلام و ولایت آبرو بدهند.
حضرت استاد جزو معدود افرادی هستند که در راه انقلاب حتی از آبروی خویش مانند مقتدای خویش حضرت امام خمینی (رض)گذشته اند.
دوستان می توانند برای مطالعه مقالات دیگر در مورد حضرت استاد به وبلاگ دیگر نویسنده به آدرس زیر مراجعه کنند:



