تبليغاتX
مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم بسیج جهانی
بسیج جهانی
ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله
وبلاگ بسیج جهانی در پارسی بلاگ نیز شروع به کار کرد.

http://www.basijjahani.parsiblog.com/

نه افراط نه تفريط التقاط !

هر از چند گاهي که به اينترنت وصل مي شوم تلاش مي کنم که به سايت هاي خبري يک سري بزنم .امروز نيز به چند سايت خبري از جمله باز تاب نيوز و عدل روم سرزدم.

اگر از همه اونايي که در احزاب رنگا رنگ امروز فعاليت کنند بپرسيم خواهند گفت که ما اعتدالي هستيم و دشمنان ما راه افراط و تفريط را طي مي کنند!

سايت بازتاب به انتقاد از اونايي پرداخته بود که تندتر از مرادشون آقايان هاشمي و مصباح حرکت مي کنند!

آقاياني که تا ديروز در سايت بازتاب به تخريب آقاي ناطق نوري مي پرداختند امروز به اصول گرايان توصيه مي کنند که آقاي ناطق را ناديده نگيرند!!!

سايت عدل روم هم به انتقاد از بازتاب و رجا نيوز پرداخته بود که چرا شخص محور هستند و بالطبع افراطي؟!

آقايان عدالت طلبي ! که در دفاع از کمونيست هاي انقلابي جاي انقلاب اسلامي رو با اسلام انقلابي عوض کرده اند نيز امروز دم از تعادل مي زنند!!!

البته ما منکر اتحاد جهاني مستضعفين بر ضد مستکبرين نيستيم .اما قرار دادن شخصيت بزرگواري مثل شهيد چمران را در کنار مبارز کمونيستي چون ارنستو چگوارا دور از انصاف و حق مي دانيم!

البته به نظر ما سگ انسان هاي آزاده اي مانند چگوار که اگر دين نداشتند لااقل آزاده بودند شرف دارد به اين وهابيون  کثيفي که نه دين دارند و نه آزادگي .

سخن ما اين است که بايد در اهداي عناوين مقدس به اشخاص اصول و موازين رعايت شود.

منظور بنده از نوشتن اين مطالب اين است که چرا ما بايد هميشه در تحليل مسايل اعتقادي يک خطی را رسم کنیم و این طرف خط را افراط و طرف دیگر را تفریط بنامیم و دست آخر خوشحال از این مهندسی دقیق خودمان را معتدل بنامیم؟!

عده ای برای اینکه حد وسطی از دینداری را داشته باشند یک قسمت دینشان را از یهود و قسمت دیگرش را از مسیحیت  و یک قسمت را از اسلام می گیرند و به اصطلاح مطیع یک دین التقاطی می شوند!!!

خلاصه کلام اینکه راه فرار از افراط و تفریط التقاط نیست بلکه کشف را صحیح و تبعیت کردن از آن صراط مستقیم است حال اگر به تندروی و بنیاد گرایی متهم شویم یا کند روی و محافظه کاری ، فرقی نمی کند

ارسال در تاريخ شنبه 31 شهریور1386 توسط روح الله امین آبادی

الف -روز های سیزده و چهارده شهریور ماه اجلاسیه سالانه مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه داده و طی این اجلاس رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد. بعد از ارتحال آیه الله مشکینی آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست این نهاد بسیار مهم انتخاب گردید.

تعداد زیادی از اشخاصی که پرونده آنها مملو از نفاق و دورویی است از این انتخاب اظهار خوشحالی کرده و خواستند تا زهر خود را بریزند آنانی که در جریانات بعد از دوم خرداد بالاخص انتخابات مجلس ششم از هیچ گونه تخریبی بر علیه آقای هاشمی اجتناب نکردند حال با انتخاب آقایی هاشمی دارند با دم خود گردو می شکنند. متاسفانه ملت ایران دارای حافضه تاریخی نیست .عده کمی هستند که به خاطر می آورند همین اشخاصی که امروز دایه مهربانتر ازز مادر شده اند در دوران بعد از دوم خرداد در روزنامه های خویش از جمله صبح امروز ، مشارکت ، خرداد ، فتح و بیان و ...به ک ترور شخصیت بی سابقه بر علیه شخصیتی پرداختند که امروز برای آن ها رکن رکین انقلاب  و مجتهدی توانا و یار دیرین امام و رهبریی و ... شده است. هنوز کتاب عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری از پیشخوان برخی کتاب فروشی ها جمع نشده است و...

ب – مساله ای که امروز باید بدان توجه کنیم مظلومیت واژه هاست . اصولگرایی و اصلاح طلبی و کارگزاران سازندگی و ... چگونه توسط عده ای به لجن کشیده می شوند .

اصولگرایی مرامنامه خویش را از قران کریم و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و فرمایشات ائمه اطهار و رهنمود های حضرت امام و رهبر معظم انقلاب می گیرد و جز در پیشگاه خداوند متعال برای خویش دنبال پاداشی نیست . یک اصولگرا هرگز خود را طلبکار انقلاب نمی داند بلکه همیشه خود را مدیون و بدهکار به انقلاب  می داند که عزت و شرف و انسانیت و آزادگیش را در گرو حفظ اسلام و انقلاب می داند نه اینکه خواستار سهمی از قدرت در قبال کارهایی که در این انقلاب انجام داده است باشد . یک  اصولگرا خود را همانند رهبر معظم  انقلاب خادم ملت می داند نه حاکم بر ملت .

اصلاح طلبی نیز چنین است .اگر بر روی این واژه با تعمق نگاه کنیم خواهیم دید که بهترین و اصیل ترین اصلاح طلبان تاریخ همان پیامبران وائمه اطهار بوده اند. امام حسین بودند که در راه اصلاح امر امت به شهادت  رسیدند و با شهادت   خویش خطی را ترسیم کردند که امروز نیز نشاندهنده راه  برای همه جویندگان حقیقت می باشد در عصر ما نیز  امام راحل بودند که برای اصلاح امور امت قیام کردند و اصولا مبنای انقلاب ما بر اصلاح قرار گرفته است . پس چگونه است که عده ای چنین بیشرمانه واژه مقدس اصلاح طلبی را به  نفع  خویش مصادره می کنند و خویش را پرچمدار اصلاحات می نامند.

 واژه کارگزاران سازندگی نیز از همین قاعده مستثتی نیست .چه افتخاری بالاتر از این که یک انسان کارگزار حکومت نبی معظم اسلام و یا مانند مالک اشتر کارگزار حکومت امیرالمومنین باشد . آیا افتخاری بالتر از کار گزاری برای  انقلاب و نظام مقدس اسلامی وجود دارد؟ آن   چیزی که ننگ است خیانت در امانت و خیانت به انقلابی است که خون بهای میلیون ها شهید  می باشد. مفاسد اقتصادی در هر حکومتی ننگی غیر قابل پاک شدن از دامان انسان می باشد ولی سیاهی این ننگ در حکومت اسلامی و حکومت منتسب به ائمه اطهار بیشتر است. پس چرا عده  ای از نام مقدس کارگزار نظام سوء استفاده می کنند؟

اگر کار گزار و خادم حرمین شریفین بودن برای آل سعود این خائنین به حرمین شریفین در پیشگاه الهی دارای ارج و ثوابی باشد برای این عده ای که به دروغ خویش را کارگزار نظام مقدس اسلامی می دانند نیز دارای ارج و قربی خواهد بود.

ج – شاید بپرسید بند الف و ب این نوشته چه تناسبی با هم دارند؟

مساله این است که در مکتب حزب الله هدف وسیله را توجیه نمی کند .یک انسانی که خویش را اصولگرا می داند نمی تواند از هر روشی برای اثبات مدعیات خویش استفاده کند.

اخیرا هفته نامه پرتو سخن در شماره روز چهار شنبه 21 شهریور 1386 طی مقاله ای تحت عنوان دکترای افتخاری آری اجتهاد افتخاری هرگز مطالبی را بیان داشته که بنده را به عنوان شخصی که به جریان اصیل اصولگرایی علاقه دارد متاثر ساخت.

این مقاله متاسفانه در جهت خلاف فرمایشات رهبر معظم انقلاب- که خواستار دوری احزاب و گروه ها از ساحت مجلس خبرگان رهبری و سوء استفاده از این جایگاه و وارد کردن آن به بازی های سیاسی شده بودند-عمل کرده و دقیقا مطلبی را نوشته که دشمنان نظام مقدس اسلامی را خوشحال کرده است.

اینکه آیا به  آقای هاشمی باید آیه الله گفت یا نه مطلبی نیست که هفته نامه پرتو سخن و یا هر نشریه ای که داعیه اصولگرایی دارد از آن حرفی بزند.

و نیز مساله اجتهاد آقای هاشمی  ،

مقام معظم رهبری علنا در یکی از سخنرانی های خویش از آقای هاشمی به عنوان مجتهد مطلق یاد کرده است و نیز چنان چه خود هفته نامه پرتو سخن در شماره اخیر در صفحه  اول  نوشته اند یکی از شرایط ورود به مجلس خبرگان رهبری داشتن اجتهاد   می باشد و مسلم است  که  آقای هاشمی که  جزو  این مجلس و رئیس آن می باشند  مجتهد   می باشند.

انتقاداتی این چنینی از آقای هاشمی عده ای شیطان پرست را خوشحال  می گرداند که  آری کف  گیر جریان   اصول  گرایی به  ته  دیگ  خورده  است  و  انتقاداتی  که  از آقای هاشمی دارند  در چنین  اموری دور می زند  که  به  راحتی قابل نفی و ابطال هست .

انتقادات زیادی بر مواضع  آقای هاشمی  وارد است از جمله :

الف – نوع رفتار ایشان در قبال دولت نهم  که بر خلاف فرمایشات صریح رهبر  معظم  انقلاب  می باشد.

ب – نظرات ایشان در مورد رابطه با آمریکا

ج- برداشت های ایشان از شخصیت امام و خاطرا ت سوال برانگیز ایشان

د – نظرات ایشان در باب   مشروعیت ولایت فقیه و انتساب  این نظریات  به حضرت  امام

و ...

با وجود چنین انتقاداتی نباید از هر وسیله ای برای اثبات ادعای خویش بهره ببریم. چنان چه هفته نامه پرتو سخن نیز در شماره های متوالی به نقد اصولی نظرات و عملکرد های آقای هاشمی  پرداخته است که انصافا نقد هایی منصفانه بوده اند .

من  از همه دوستان و برادران در این هفنه نامه  و دیگر جریانات اصولگرایی  خواهش می کنم که در قول و عمل اصولگرا باشند و از خط اسلام ناب محمدی  که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب آن را ترسیم کرده اند عدول نکنند.

ارسال در تاريخ شنبه 24 شهریور1386 توسط روح الله امین آبادی

چند روز پیش که در مورد برنامه های صدا و سما از جمله برنامه طنز چارخونه مطلب نوشتم اطلاع نداشتم که این موضوع دغدغه سایر برادران نیز می باشد. امروز که به تعدادی از این وبلاک ها سر زدم دیدم که تعدادی از عزیزان وبلاگ نویس به این موضوع پرداخته اند:

عذرخواهی دیرهنگام یک ایرانی از ملت بافرهنگ افغانستان (وبلاگ بحر)

لهجه فارسی افغانستان در ‌چهارخانه (محمد کاظم کاظمی)

از کلیه دوستانی که به این وبلاگ سر می زنند خواهش می کنم که اگر می توانند در وبلاگ هایشان به این موضوع بپردازند.تا ما شاهد برنامه های سخیفی چون چارخونه در سیمای جمهوری اسلامی که قرار بود یک دانشگاه عمومی باشد نباشیم.

مطالبی که بنده طی یک ماه گذشته در نقد صدا وسیما نوشته ام :

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

صدا و سیما به کدام سمت می رود؟!

چی می کنه این ضرغامی؟!

ارسال در تاريخ پنجشنبه 15 شهریور1386 توسط روح الله امین آبادی

نمي دانم اين چندمين بار است كه در مورد صدا و سيما كه قرار بود يك دانشگاه عمومي باشد مطلب مينويسم.

نمي دانم آيا مديريت اين نهاد از مصايبي كه در آن مي گزرد مطلع مي باشند يا نه؟!

گويا صدا وسيما از سياست هدف وسيله را توجيه مي كند پروي مي كند!

گويا هدف صدا و سيما فقط كشاندن مردم پاي تلويزيون به هر قيمتي كه باشد مي باشد!

برنامه هاي طنز تلويزيون تبديل به محلي شده است كه عده اي لودگي كنند و يا فرهنگ هاي منحط را به نمايش بگذارند.

برنامه هاي ورزشي تبديل به مكاني شده كه اشخاصي را براي اين ملت مظلوم الگو قرار دهند كه شايستگي الگو شدن را ندارند.

برنامه هاي سياسي از جمله اخبار تبديل به مكاني شده است نزديك انتخابات مجلس هشتم بعضي احزاب را كه هيچگونه اعتقادي به مباني ارزشي نظام ندارند تبليغ نمايند!

آقاي ضرعامي برنامه طنز چار خونه با كداميك از موازين شرعي اخلاقي و اعتقادي منطبق است بگوئيد تا بدانيم!

الف :آيا نمايش دادن لودگي زنان در يك فيلم جايز است؟اگر هست بگوئيد تا بدانيم و اگر نيست پس اين چه كاري است كه خانم بهنوش بختياري و فلامك جنيدي در اين فيلم مي  كنند؟

ب:آيا ارتباط آزادانه مرد مجرد نامحرم با زنان متاهل در مكتب فقهي حضرت عالي جايز است؟!

ج:آيا تبليغ كردن اموري چون كار كردن زن در امعه و بيكاري مرد در خانه امري شايسته است؟

د:آيا تبليغ ترانه هاي مبتذل از نظر اجتهادي شما جايز است؟!اگر هست بفرمائيد تا بدانيم و اگر نيست پس چرا آوازه خوان فيلم هر از چند گاهي ترانه هايي مي خواند كه علنا تبليغ اين ترانه هاي مبتذل و نيز خواننده هاي فاسد آنهاست؟

م:آيا در اين فيلم راهي براي نمايش دادن يك خواستگاري سالم وجود ندارد تا در چند قسمت متوالي مردان مجرد به خواستگاري زنان متاهل نروند؟

ن: آیا تبلیغ نوعی نژادپرستی برازنده سیمای جمهوری اسلامی می باشد؟ مسخره کردن برادران مسلمان افغانی با کدام یک از موازین شرعی و اخلاقی سازگاراست؟ آیا نشان دادن این که یک افغانی برای خنداندن دیگران دروغ می گوید خنده آور است؟!

آقاي ضرغامي شايد بگوئيد اين انتقادات ايرادات بني اسرائيلي است ولي آقاي ضرغامي ما اگر در كشوري مانند مصر يا كشور هاي اروپايي بوديم هرگز اين انتقادات را مطرح نمي كرديم.زيرا  طبيعت نظام هاي موجود در آن كشور ها به فساد كشانيدن جوانان است ولي انتظار ما از از يك صدا و سيماي اسلامي و انقلابي چيز ديگري است.

۲ - در نيمه شعبان امسال در يكي از شبكه هاي تلويزيوني(گويا شبكه ۲ ) شاهد بوديم كه در تبليغ برنامه يانگوم مجري برنامه فرمودند:مردم ايران از اين جمعه تا جمعه بعد لحظه شماري مي كنند تا اين فيلم را ببينند!

مجري محترم قول دادند كه انشاء الله مصاحبه با كارگردان و بازيگران اين فيلم در عيد فطر پخش شود!

آقاي ضرغامي دستتان درد نكند از اينكه براي ظهور امام زمان تبليغ مي كنيد از شما متشكريم!ملت ايران از اين به بعد از اين جمعه تا جمعه بعد منتظر هنر نمايي بازيگران يانگوم خواهد بود نه چيز ديگري!

۳-آقاي ضرغامي شما را به خدا حداقل در ميلاد ائمه اطهار از پخش فيلم هاي سينمايي سخيف پرهيز كنيد.ما تا كي در اعيادي مثل نيمه شعبان فيلم هاي آمريكايي بايد ببينيم.آيا اعيادي مثل نيمه شعبان را شما فرصتي يافته ايد تا با پخش برنامه هاي طنز و ... ملت را بخندانيد!

آقاي ضرغامي ملت ايران و شيعيان نيازمند معرفت نسبت به ائمه اطهار هستند نه نيازمند شادي و عمر تلف كردن در اعياد آن بزرگواران!

۴-چندي است اخبار ساعت ۱۹ بخشي را به برنامه هاي خود اضافه كرده است كه تقريبا شبيه اخبار ساعت ۲۰:۳۰ مي باشد.بعضي مواقع در مورد احزاب و گروه هاي سياسي گزارشهايي در اين اخبار پخش مي شود كه اين شائبه را به وجود مي آورد كه گويا صدا و سيما به ستاد تبليغاتي حزب كارگزاران تبديل شده است !

آيا در اين مملكت حزبي به جز حزب كار گزاران و متخصصي به جز آقاي مرعشي در امور مربوط به احزاب وجود ندارد ؟!

آقای ضرغامی:

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست           از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند!

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 13 شهریور1386 توسط روح الله امین آبادی

چندي پيش از يكي از دوستان شنيدم كه آقاي هاشمي خاطرات خويش در سال 1363 را منتشر كرده اند و اين خاطرات به صورت مقاله در سايت بازتب منتشر مي شود.دوستم مي كفت كه ايشان در اين خاطرات از مخالفت تلويحي امام با شعار مرك بر آمريكا سخن كفته اند.

امروز به سايت بازتاب كه سرزدم نتوانستم مقاله فوق را پيدا كنم ولي با مراجعه به سايت اكبر هاشمي رفسنجاني توانستم از نظرات ايشان در مورد مذاكره با آمريكا و ... مطلع شوم.

اجماع‌ در مورد سياست‌ تنش‌ زدايي‌
"... سياست‌ تنش‌زدايي‌ مورد اجماع‌ ماست‌. الان‌ كسي‌ طرفدار سياستهاي‌ پرخاشگرانه‌اي‌ كه‌ باعث‌ مشكل‌ در دنيا مي‌شود، در كشور ما نيست‌. آمريكا و اسرائيل‌ خودشان‌ اشكال‌ دارند. ما با آنها اشكال‌ نداريم‌. بايد اشكال‌ آنها رفع‌ شود..."

سخنراني‌  آقاي هاشمي رفسنجاني در ديدار با مسولان‌ امور بين‌الملل‌ صداوسيما ـ 27 مرداد 1381

بدون هيچ گونه تحليلي شما رو به مطالعه قسمت هايي از نامه پذيرش قطعنامه از سوي امام خميني(رض) دعوت مي كنم:

انشاء الله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج اين منبر بزرگي كه بر بلنداي بام انسانيت بايد صداي مظلومان را به همه عالم طنين اندازد صداي سازش با آمريكا و شوروي و كفر و شرك نواخته شود و از خدا مي خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزاني دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليسا هاي جهان نيز ناقوس مرك بر آمريكا و شوروي را به صدا در آوريم...

البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهان خواران بوده و هستيم... ما درصددخشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم، سرمايه داري و كمونيسم در جهان هستيم .ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هايي كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله (ص) را در جهان استكبار ترويج نمائيم...

ما با تمام وجود از گسترش باج خواهي و مصونيت كارگذاران آمريكايي حتي اگر با مبارزه قهر آميز هم شده باشد جلو گيري مي كنيم.

آقاي هاشمي،

كمي تامل كنيد .

آيا سياست مذاكره با آمريكا ويا تنش زدايي با آمريكا مورد اجماع در كشور ما مي باشد.

آيا امام مخالف تلويحي شعار مرك بر آمريكا بوده اند.!!!

آيا اصولا با شيطان مي شود مذاكره كرد.

آيا حوزه تنش زدايي در سياست اسلامي شيطان بزرك را هم شامل ميشود!

آقای هاشمی دیگر به قول یکی از دوستان اجتماع نقیضین محال نیست!

پس هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

شما رکن رکین انقلابید و نمی توان سخنان شمارا رد و یا تکذیب(زبانم لال)کرد.اگر تکذیبی در کار باشد باید سخنان حضرت امام را تکذیب کرد !

صفحه آخر وصیت نامه امام که در آن امام فرموده اند که" هر مطلبی را که به اینجانب منتسب میکنند باید خط یا امضای اینجانب و یا صدای من در صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد" اصولا همه را به غیر از شما مورد خطاب قرار میدهد!

آقاي هاشمي تا كي مي خواهيد نظراتي را كه صريحا با مواضع امام و مقام معظم رهبري مخالف مي باشد را در مجامع عمومي بيان كنيد.

چندي پيش شما كويا فرموده بوديد كه ما بايد با آمريكا در مورد مسائل ديكر نيز مداكره كنيم !

نمي دانم آيا اين سخني كه به شما منتسب هست تا چه اندازه صحيح مي باشد ولي با توجه به مواضعي كه شما اتخاذ كرده ايد گويا شما مشكلات ايران با آمريكا را فقط پول هاي بلوكه شده ايران در آمريكا مي دانيد كه اگر اين پول ها آزاد شوند بقيه مسائل هم حل مي شوند!!!

با صرف نظر از اين موضع شما،مقام معظم رهبري نظر صريح خويش در مورد مذاكره با آمريكا را چنين فرموده اند:

مسئله‏ى مذاكره‏ى با امريكا كه سوژه‏ى تبليغاتى مستكبران و اقتدارطلبان شد، ما از اول اعلان كرديم و الان هم اعلان مى‏كنيم، در هيچ يك از مسائل مورد اختلاف خودمان با امريكا، ما با امريكا مذاكره نمى‏كنيم. دليل آن هم يك امر واضحى است؛ دليل اين است كه مذاكره براى امريكاييها يك ابزارى است براى تحميل خواسته‏هاى خودشان به طرف مذاكره. مذاكره مفهوم واقعى خودش را در مذاكرات امريكا با طرفهاى خودش ندارد و از دست داده است. مذاكره براى چيست؟ وقتى دو دوست در يك مسئله‏ى مورد اختلاف با هم مذاكره مى‏كنند، اين براى اين است كه هر كدام از نقطه‏اى كه قرار دارند، حركت كنند و به يك نقطه‏ى مورد توافق برسند. امريكا مذاكره را به اين معنا نمى‏داند. آنها مذاكره را وسيله‏اى براى تحميل خواسته‏هاى خودشان قرار مى‏دهند؛ براى وارد آوردن فشار. بنابراين مذاكره با امريكا در همه‏ى مسائل معنا ندارد.

آقاي هاشمي،

آيا مواضع شما با امام و رهبري انطباق دارد؟

از دوستان عزیز می خواهم که به سرمقاله کیهان با پوذش از آقای هاشمی مراجعه کنند.

***

تا یادم نرفته یک مطلب دیگه رو هم بنویسم.

چندی است اخبار ساعت ۱۹ یک بخش جدیدی پخش می کند که در نوع خود جالب هست.در این بخش هر روز یا اکثر اوقات تحت عناوینی نظیر موج سواری در سیاست  و ... به مصاحبه با  مسئولین احزاب و گروه ها می پردازند.

جالب توجه است که بلا استثنا هر روز با آقای مرعشی سخن گوی حزب کار گزاران مصاحبه می شود.

در مورد موج سواری احزاب و گروه های سیاسی - چرایی عدم مقبولیت مردمی احزاب و ...

گویا در این مملکت حزبی به غیر از کارگزاران و کارشناسی به جز آقای مرعشی یافت نمی شود!!!

تعجب آور هم این است که در موضوعاتی با این آقایون مصاحبه می شود که خودشان متهم ردیف اولند!

انشاءالله خداوند متعال آقای ضرغامی و این کارشناسان محترم را عاقبت به خیر فرماید.

انشاءالله

ارسال در تاريخ جمعه 2 شهریور1386 توسط روح الله امین آبادی
قالب وبلاگ