چهارشنبه دهم تیر 1388
چند روز پیش در برخی سایت های خبری ضد انقلاب خبری منتشر کردند مبنی بر این که هادی غفاری نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی و فرزند شهید آیه الله غفاری طی سخنانی در حضور کروبی به شدت به آقا توهین کرده و عقده های فروخفته چندین ساله خودش را خالی کرده است.
این که آقای هادی غفاری کیست و فرزند چه کسی است و آیا سخنانی که در این جلسه گفته بویی از حقیقت و مردانگی دارد و یا نه موضوع این نوشتار نیست !
اگر چه قصد داشتم به گفته های از سر عجز غفاری جوابی استدلالی در وبلاگ قرار بدهم ولی دیدم دشمنان صدایشان را آنقدر به دشنام بلند کرده اند که نمی خواهند و یا نمی توانند چشم و گوششان را به استدلال باز کنند.
بگذریم!
سخن اول این نوشتار خطاب به آقای کروبی است!
آقای کروبی !
اگر دفعاتی که شما در بیانیه ها و سخنرانی های قبل و بعد از انتخابات از نام مقدس حضرت روح الله استفاده کرده اید را بشماریم آمار سر به فلک می کشد !
آقای کروبی !
می توانم بپرسم کدام امام؟!
اگر چه تکراری است و شما را حوصله پاسخ به این سوال نیست ولی از شما می خواهم به این سوال که در اذهان موافقان و مخالفان شما موج می زند پاسخ گوئید که اگر امام بود با شما چه برخوردی می کرد؟
امام با بنی صدر چگونه رفتار کرد؟
با منتظری چگونه ؟
امام بعد از این که ملت به این نتیجه رسیدند که بنی صدر و منتظری قصد سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان را دارند آنان را از صحنه سیاسی ایران اسلامی حذف کرد و مردم نیز به این اقدام پیر و مرادشان لبیک گفتند.
آقای کروبی !
گمان نکنید که نظام قادر به برخورد با شما نیست . رحمت و عطوفت رهبری عزیز تا آن اندازه است که شما توانسته اید با هیچ دغدغه ای منویات شیطانی خودتان را از زبان عده ای ساده لوحتر از خودتان بیان کنید و مسلما عده ای نیز اندیشه های ناب بر گرفته از چشمه های جوشان شیطان پرستی را از زبان ساده لوحانی چون شما به صفحه بی زبان کاغذ می آورند و در مطبوعات منتشر می کنند!

شما نه رای بنی صدر را دارید!
نه علم و قدرت منتظری را!
و نه جراتش را!
ولی گمان می کنید که نیروهایی غیبی شما را از آسیب ملت مصون نگاه خواهند داشت ولی بیهوده نپندارید که ملت به نتیجه رسیده اند و اینک چوب اعتماد چندین ساله به اشخاصی چون شما را می خورند ولی بدانید که زمانی تا بر افتادن پرده نمانده است و چون پرده برافتد نه شما می مانید و نه اربابان زمینی و آسمانیتان !
و کلامی نیز با فائزه ها و هادی غفاری ها!
اگر فائزه هاشمی هفته گذشته و با تحریک عده ای برای اغتشاش و در جمع آنان بدترین توهین ها را به رهبر عاشورائیمان نثار کرد امروز آخوندی از تبار فائزه هاشمی این توهین ها را با زبانی وقیحتر تکرار کرده است.
بنده گمان نمی کردم که یک روحانی ! این چنین آزادگی را به کناری نهد و این گونه به شخصی جسارت کند که حضرت روح الله چنین دشمنانش را خطاب قرار داده است:
"اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مىباشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحهدار نمودند."
آقای غفاری !
امثال شما در تاریخ زیاد بوده اند. زیاد بوده اند کسانی که در مقابل دعوت نبی مکرم اسلام به نور و روشنایی لجن پراکنی کردند و پنجه بر آفتاب کشیدند.
ولی چه شد؟
اذا جاء نصرالله والفتح.
و زیاد بودند کسانی که نه دین داشتند و نه آزاده و شمشیر بر روی فرزند رسول خدا کشیدند ولی امروز نه اسمی از آنان مانده و نه رسمی و همیشه ندای بابی انت و امی یاابن رسول الله در حسینیه ها و مساجد طنین انداز است و چه بسیار سینه های سوخته ای که با اشک و ناله های جانگداز رفع الله رایت العباس سر می دهند.
و به راستی که مه فشاند نور و سگ عو عو کند!
مطمئن باشید که شما بیشتر از ابوجهل ها و معاویه ها و یزیدهای تاریخ نیستید و در وقت مناسب فرزندان معنوی امام روح الله انتقام خویش را از شما و فرماندهانتان خواهند کشید و شما را به زباله دانی خواهند فرستاد که شمرها و یزیدها در آن منتظر عقوبت الهی هستند.
عطوفت رهبر عزیزمان این اجازه را نداده است که واکنشی درخور به این اشخاص که پنجه بر آفتاب کشیده اند داده شود ولی ادامه این اقدامات قلب های مالامال از غم و اندوه داغ دیدگان را به خروش درخواهد آورد و آنگاه این شعبده های شیطان اوج قدرت حزب الله را درک خواهند کرد و امید است تا آن روز جادگران شعبده های خویش را جمع کنند که اگر عصای موسی به میان آید کرم های خاکی شعبده را اثری نخواهد ماند.
و ای شعبده های شیطان!
مطمئن باشید ما فرزند پاک رسول الله را تنها نخواهیم گذاشت.
و شعری هم تقدیم به رهبرم
هلا ، روز و شب فانی چشم تو
دلم شد چراغانی چشم تو
به مهمان شراب عطش می دهد
شگفت است مهمانی چشم تو
بنا را بر اصل خماری نهاد
ز روز ازل بانی چشم تو
پر از مثنوی های رندانه است
شب شعر عرفانی چشم تو
تویی قطب روحانی جان من
منم سالک فانی چشم تو
دلم نیمه شب ها قدم می زند
در آفاق بارانی چشم تو
شفا می دهد آشکارا به دل
اشارات پنهانی چشم تو
هلا توشه راه دریا دلان
مفاهیم طوفانی چشم تو
مرا جذب آیین آیینه کرد
کرامات نورانی چشم تو
از این پس مرید نگاه توام
به آیات قرآنی چشم تو
نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در ساعت 13:35 |
لینک
|
سه شنبه دوم تیر 1388
مطلبی که در پی می آید نوشته ای است از برادرم
عبدالله امین آبادی که در وبلاگ شخصی خود درج کرده است.
اگرچه بنده با برادر عزیزم در مسایل سیاسی اختلافات اساسی داریم و ایشان در این انتخابات چنان چه در این مقاله ذکر شده است به میرحسین موسوی رای داده و بنده چنان چه می دانید به آقای احمدی نژاد ولی آن چه که ما دو برادر را در یک نقطه به هم می رساند و وجه اشتراک ما محسوب می شود اعتقاد به نظام مقدس اسلامی و رکن رکین این نظام الهی یعنی ولایت مطلقه فقیه می باشد.
برادرم در این مقاله از این که مهندس موسوی قدر رای ایشان و هزاران جوان پاک اندیش مثل وی را ندانسته و از آشوبگران حمایت کرده است گله می کند و می گوید :
آقای موسوی من از شما میخواهم اگر اینگونه رفتارها را تایید می کنید هتک حرمتها را تایید می کنید فحشها و تخریبها را تایید میکنید رای مرا پس بدهید من بسختی پشیمان هستم. پار چه سبزی که به پیشانی امیر حسینم بسته بودم حالا بوی خیانت میدهد پسرم مرا ببخش.
وحال بی کم و کاست نوشته برادرم که در وبلاگ ایشان آمده را در وبلاگ قرار می دهم .البته می دانم و میدانید که این نوشته درد دل بسیاری از بزرگوارانی است که با این امید به میرحسین رای داده اند که وفاداری خود را به خط امام نشان دهند و حال با دیدن آشوب هاییکه مورد تائید موسوی است به شدت پشیمان هستند.
آن درختی که خودم دادمش آب...
چهار سال پیش به احمدی نژاد رای دادم و امسال به موسوی. چون او اصلاح طلبی بود که به اصول بر میگشت. حالا نه از اصلاح طلبیش چیزی می فهمم نه اصولگرایی او.
درختی را که با خون هزاران شهید آبیاری کرده بودیم حالا شاخه هایش در حال ریختن است نظامی را که بخاطر آن رای به موسوی داده بودم حالا هر شب و هر عصر گاه در معر ض اسیب می بینم . شاید موسوی نمی داند چه میکند نتیجه انتخابات اگر بر خلاف نظر ماست اگر نپذیریم اجازه بدهیم ارگانهای قانونی این نظام که انرا قبول داریم در باره اش نظر بدهند . ما را چه شده است.در پس تو های خانه های تیمی چه میگذرد.شما را به خون شهیدان بس کنید .بگذارید این درخت همچنان تنومند باشد .
من بسختی نگرانم نگران ثبا ت اقتصادی نگران اوضاع مناسبی که سی سال بخاطر آن زحمت کشیده شده است نگران خونهایی هستم که هنوز خشک نشده اند نمی دانم به شلمچه رفته اید یا نه. اگر خاکش را بسختی فشار دهید هنوز خون این جوانان از خاک مچاله شده به زمین می ریزد .ما را چه شده است.

عکس برادرم عبدالله و پسر نازنینش امیرحسین
بیائیم به قانون بر گردیم در خیابان نتیجه نمی توان گرفت.قانون بد از بی قانونی بهتر است.آقای موسوی من از شما میخواهم اگر اینگونه رفتارها را تایید می کنید هتک حرمتها را تایید می کنید فحشها و تخریبها را تایید میکنید رای مرا پس بدهید من بسختی پشیمان هستم. پار چه سبزی که به پیشانی امیر حسینم بسته بودم حالا بوی خیانت میدهد پسرم مرا ببخش.
*************
در حاشیه :
چند روز پیش مطلبی با عنوان ما میتوانیم کشور را آتش بزنیم! در وبلاگ قرار دادم .
امروز که مشغول گشت و گذار اینترنتی بودم در یکی از سایت های هرزه نگار با نام بالاترین به مطلبی برخوردم که این مقاله بنده را تائید می کند!
بدون هیچ گونه کم و کاستی پیشنهاد این سایت هرزه نگار سیاسی را در وبلاگ قرار می دهم تا عده ای که خود را به خواب خرگوشی زده اند بدانند که با چه نوع حیواناتی مواجه هستند:
"من در رشتهٔ برق تحصیل کردم و میدونم اگه فقط ۵۰۰۰۰۰ نفر در تهران همزمان سر ۱ ساعت خاصی اتوهاشون رو روشن کنند تمام سیسیم برق تهران داغون میشه. اینطوری نه خون کسی ریخته میشه و نه کسی آسیب میبینه. ممنون لطفا خبر رسانی کنید "
توجه کنید !
با این پیشنهاد حامیان میرحسین به ذعم خود و بابهترین و کم خطر ترین شیوه ممکن می توانند هدف اصلی خود را که همان نابودی اقتصاد کشور است جامه عمل بپوشانند!!!
خیلی ساده اندیشانه است که این عزیزان ! بتوانند به اهدافشان با این گونه اقدامات و پیشنهادهای مضحک برسند چرا که دشمنان نتوانستند اقتصاد ایران اسلامی را با جنگ جهانی هشت ساله نابود کنند و الان یک وطن فروش که خود را مهندس !!! هم میداند بیاید و اقتصاد کشور را با یک طرح که شاید حاصل ساعتها جهاد علمی باشد به هم بریزد!
شاید این بزرگوار مدرک مهندسی خودش را هم از دانشگاه آزاد و به صورت کیلویی دریافت کرده است که اینگونه نظر می دهد!
خدایا شکر ! که دشمنان ما را از اجمق ها آفریدی.
حاشیه دوم :
به چند تا از نظرات کاربران سایت بالاترین در مورد این پیشنهاد داهیانه توجه کنید . جای دوری نمی رود!
*بعدش چی میشه؟
برق قطع میشه.
بعدش؟
دولت از خدا میخواد تا دو روز وصلش نمی کنه!
بعدش؟
دمار مردم در میاد. وسط تابستون، گرما، و هزار و یک بدبختی دیگه!
*ای گل بگیرن در دانشگاهای مملکتو هیییییییییییییی
*
ببینم، برق که قطع بشه، با چی به این بالاترین وصل بشیم؟ چطوره اول همه سیم برق خونمون رو به سیم تلفن وصل کنیم که اول همه ی خطوط تلفن قطع بشه که دیگه کسی نتونه به کسی خبری بده؟
* حال شما که مهندس برقی
نمیشه یه راهی پیدا کنی که ما اتو روشن کنیم ولی فقط برق صدا و سیما قطع بشه؟؟!!!!
* جان خودم حقته بگیرم با قفل زنجیر ببندمت به گاری و یا علی مدد!
* میگم بریم رو پشت بوما، امشب به جای الله اکبر بزنیم آنتن مردمو سر به نیست کنیم!!!!!!!!!!
و باز خدا رو شکر که دشمنان ما رو از احمق ها آفرید.
نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در ساعت 13:6 |
لینک
|
دوشنبه یکم تیر 1388
ساعت هشت و نیم شب بود که از موسسه خارج شدم تا از طریق متروی میدان امام خمینی (ره) به منزل برم و اخبار ساعت ۹ شب رو ببینم .
وقتی وارد ایستگاه مترو شدم دیدم که با بلندگو اعلام کردند:
مسافرین محترم!
ایستگاه آزادی توقف نخواهیم داشت !
لاجرم در ایستگاه صنعتی شریف پیاده شدم.چشتون روز بد نبینه ! داخل ایستگاه مترو آتش روشن کرده بودند و عده ای شعار می دادند و هرکسی که احساس می کردند با آن ها اندک مخالفتی دارد به باد کتک می گرفتند و با این حال شعار می دادند:
مرگ بر دیکتاتور!
از ایستگاه مترو که خارج شدم دیدم نیروی انتظامی حضور محسوسی در خیابان های اطراف مترو دارد.
عده ای به ظاهر منتقد و با این عنوان که قصد راهپیمایی مسالمت آمیز دارند از بعد از ظهر ۳۰ خرداد تا پاسی از شب به اغتشاش در اصلی ترین میدان شهر یعنی انقلاب مشغول بودند!
این اشخاص که شعار صلحشان گوش فلک را کر کرده بود با حمل اسلحه به تهدید مردم و ایجاد جو رعب و وحشت در فضای عمومی شهر پرداختند !حضور تظاهرات کنندگان و حتی اغتشاشگران در این تجمعات امری است طبیعی ولی آنچیزی که مرا متعجب کرد حضور عده ای با سلاح های گرم و سردی بود که شعار می دادند :
مرگ بر دیکتاتور!
راهپیمایی مسلحانه مسالمت آمیز!
آن هم با یک کلاشینکف که طرف دستش به ماشه بود تا هر آن یکی را از حالت عمودی به صورت افقی درآورد و بعد با مظلوم نمایی این اقدام مسالمت آمیز مسلحانه را گردن نیروی انتظامی بیندازد!
خدا رو شکر که قیافه ام شبیه برادران بسیجی نبود وگرنه تا به حال تشییع جنازه ام هم تموم شده بود!
آروم برگشتم تا اتفاق خاصی نیفتاده و اسمم در لیست شهدای راهپیمایی مسالمت آمیز که از طریق بی بی سی و قلم و ...اعلام می شود قرار نگیرد!
خلاصه آن که نمردیم و یک راهپیمایی مسالمت آمیز همراه با حمل سلاخ رو هم دیدیم!
خدا رو شکر!
و در حاشیه بازی چند روز پیش ایران و کره!
در تاریخ روابط بین الملل ماجرایی ذکر شده که مرور آن خالی از لطف نیست!
هنگامی که آلمان هیتلری با یک حمله برق آسا فرانسه را اشغال کرد و نیروهای آلمان مدت مدیدی در فرانسه ماندگار شدند عده ای از این سربازان که هوسران نیز تشریف داشتند سراغ بدکاره های فرانسوی را گرفتند ولی با کمال تعجب این جواب رو از این بدکاره ها شنیدند که :
ما فقط به هموطنان خودمان سرویس می دهیم و لا غیر! شما اشغالگرید و ما را با شما کاری نیست!(ر.ک .تاریخ دیپلماسی از کنگره وین تا امروز نوشته نقیب زاده)
کاش فوتبالیست های ایرانی به اندازه این بدکاره ها غیرت داشتند تا اختلافات داخلی کشور را پیش چشم اجنبی ها به نمایش نمی گذاشتند!
کاش !
و حاشیه سوم!
نحوه پوشش دشمنان رسانه ای ملت ایران هنگام پخش خبر نیز برایم جالب است.
حمایت شبکه خبری سی ان ان از اغتشاشگران!
مجری شبکه سی ان ان با کراوات سبز اخبار ایران را به گوش جهانیان می رساند !
تصویر مجری شبکه سی ان ان با کراوات سبز
انشاءالله که این مجری و خبرنگاران آمریکایی که با پوشش سبز اخبار جعلی رو در رسانه ها منتشر می کنند سید تشریف دارند و برای تلطیف فضای معنوی جامعه این کار ها رو می کنند!
حمایت بی بی سی و رادیو فردا و اسرائیل و ... که جای خود دارد.
و آیا این کافی نیست تا مدعیان خط امام به خود آیند.
نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در ساعت 11:22 |
لینک
|