تبليغاتX
بسیج جهانی

بسیج جهانی

ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله

آیا امام خمینی هم جزو خانواده امام هست؟

وفات پیامبر اکرم (ص)ایجاد کننده پاره ای از استدلال ها از سوی موافقین و مخالین امیر المومنین بود.عده ای می گفتند همه اقوام و خویشان و صحابه رسول الله یک طرف و حضرت علی یک طرف و آیا شک نمی کنید که در جبهه باطل قرار گرفته اید؟

عده ای هم استدلال می کردند ببینید رسول گرامی اسلام در روز غدیر در میان مردم چه گفت؟آیا پیامبر گرامی اسلام به اندازه صحابه اعتبار ندارد؟!

عده ای امروز می گویند چرا مشابه سازی تاریخی می کنید ، حضرت علی امام بود و معصوم و امروز سیاست یک امر زمینی است تا زمانی که خدا صاحب کار را برساند!

این بزرگواران اگر زمان مولای متقیان نیز بودند همین را می گفتند که نبی مکرم اسلام معصوم بود و بعد از او امور به خود مردم واگذار شده است و در این زمان همه صحابه در یک سطح قرار دارند!

علی با طلحه و زبیر و این دو با سایر صحابه فرقی ندارند !

نمی دانم آن زمان این سوال در بین توده های مردم رایج بود یا نه ؟ ولی اگر من بودم از جملیان می پرسیدم آیا نبی معظم اسلام نیز جزو خانواده پیامبر محسوب می شوند؟آیا ایشان به اندازه صحابه خود اعتبار دارند؟

****

امام خمینی (ره) رفت و ما مانده ایم با سیلی از استدلال های رنگین!

میرحسین ، کروبی ، هاشمی ، ناطق نوری ...همه و همه جزو صحابه بزرگوار حضرت روح الله بودندو امروز صاحب حق و نیز صاحب نظر!

بیت مکرم امام را ببینید که چه می گویند؟

همه بزرگواران یک طرف  آقای خامنه ای هم یک طرف ، شما باشید شک نمی کنید؟

باز هم سوال همیشگی ،

آیا امام خمینی هم جزو خانواده خود محسوب می شود؟آیا امام به اندازه کروبی و میرحسین اعتبار دارد؟آیا امام گفت پشتیبان سید حسن باشید تا به خاواده من آسیبی نرسد؟یا گفت پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به کشور نرسد؟

کدامیک؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 11:31  توسط روح الله امین آبادی  | 

کروبی و خواب گران سحرگاه!

اگر چه قیاس را زمانی که برداشت توهین آمیزی از آن شود نمی پسندم ولی برای پاسخ به استدلال های شکلی از آن استفاده می کنم .

شیوه ای که در اصول بحث به آن جدل گفته می شود .

بیانیه جدید مهدی کروبی به مناسبت دهه فجر حاوی سخن جدیدی نیست .

در این بیانیه فقط شیوه استدلال عوض شده است!

وی در این بیانیه برای باورپذیر کردن سخنان  قبلی خویش از استدلال جدیدی استفاده کرده است.

"با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم."

وی ذر این بیانیه برای این که اثبات کند کروبی به دنبال رسیدن به مطامع دنیوی نیست استدلال می کند که سنی از او گذشته است و دیگر لبه پرتگاه ایستاده و عنقریب است  که دار باقی -بخوانید فانی - را وداع کند و از این رو برای رسیدن به دنیا کوششی نمی کند!

می توان اشخاص زیادی را در طول تاریخ برشمرد که در کهولت سن بر روی امام خویش شمشیر کشیده و دنیا را طلب کردند.

معاویه کسی بود که در سن ۷۵ سالگی مرد و در این ۷۵ سال لحظه ای رسیدن به قدرت دنیوی وی را آسوده نگذاشت.

ابوموسی اشعری نیز همچنین در طول عمر ۶۲ ساله خود چه خیانت ها که نکرد و چه فریب ها که نخورد!

با استدلال جناب کروبی معاویه و ابوموسی اشعری را نیز باید از تمامی اتهامات تبرئه کرد چرا که سنی از آن ها  گذشته بود و این وصله ها نمی چسبید!

 در طول تاریخ انسان های زیادی را می توان اسم برد که در کهن سالی از جاده مستقیم خارج شده و پای کج گذاشته اند و هرگز پیری دلیلی بر این نیست که آدمی حرصی به دنیا ندارد .

در ادبیات فارسی شعری وجود دارد که به یک ضرب المثل تبدیل شده است.

صائب تبریزی می گوید :

آدمي پيرچو شدحرص جوان مي‌گردد              خواب در وقت سحرگاه گران مي‌گردد

این شاعر نام آوازه در جای دیگری می گوید

هرچندگرد پيري بر رخ نشست مارا            مشغول خاك‌بازي است دل برقرار طفلي

آقای کروبی !

پیری و جوانی ملاک درستی برای اثبات حقانیت نیست چرا که اگر قرار بر این نوع دلایل باشد جوانان نیز باید بگویند که چون ما جوانیم زمانه را بهتر از پیران می شناسیم .

پیری باید با روشن ضمیری همراه باشد که جوانان بگویند آن چه که پیران در خشت خام می بینند جوانان در آینه نمی بینند!

آن پیر روشن ضمیر سفر کرده بود که عنایتی الهی شامل حالش شد که آن کرد که جهانی حیران ماند.

پیری اگر با بصیرت همراه نباشد همانند خواب سحرگاهان می شود که بیداری در پی آن نیست!

البته یادم رفته بود که اگر حضرتعالی چهار سال پیش شبی را آسوده خوابیدید و صبحگاهان دیدید کسی دیگر به جای شما به دور دوم رفته است امسال چه کردید ؟

می گویند قصد داشتید بعد از نماز صبح به راز و نیاز بپردازید و اوضاع را رصد تا اگر عده ای بنا بر بازیگوشی داشتند رسوایشان سازید ولی گویا دوباره خوابتان برد !

آقای کروبی !

انشاء الله کی می خواهید از خواب شیرین سحرگاهان بیدارشوید ؟

دیگه لنگ ظهره!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 19:34  توسط روح الله امین آبادی  | 

ریزش های قطار سبز تا ایستگاه امام خمینی!

"آمده‌ام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت ماده‌ای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم."

میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای حضور خود در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را اعلام کرد و بدین ترتیب قطار انتخابات شروع به حرکت کرد و این گونه بود که تعداد زیادی از مردم وتنها و تنها به این دلیل که ممشای رئیس جمهورقانونی کشور را برای تحقق آرمان های حضرت روح الله مناسب نمی دیدند سوار این قطار شدند تا با طی کردن ایستگاه های پیش رو در ایستگاه امام خمینی پیاده شوند .

"با اعتقاد به ولايت فقيه وارد صحنه شدم: ولايت فقيه بزرگ‌ترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته است و ما در اين 30 سال، بدون اين اصل هر لحظه ممکن بود به فضاي قبل از انقلاب غلت بزنيم. ولايت فقيه، ما را در مقابل کودتا و خودمختاري‌ها حفظ کرده است. من با قبول اين مساله وارد عرصه انتخابات شده‌ام."

قطار سرعت خود را بیشتر  وبیشتر کرد و اینگونه بود که در هر ایستگاه تعداد زیادی که به سخنان نخست وزیر امام گوش می کردند و می شنیدند که او با اعتقاد به ولایت فقیه پای در مسیر گذاشته است مشتاقانه سوار قطار می شدند .

در بین مسافران تصاویری از دیدار رهبر عزیز انقلاب با میرحسین موسوی در منزل پدری میرحسین پخش شد و شعار درود بر سه سید فاطمی خمینی،خامنه ای ، موسوی سرداده شد.

شور و شوق هرلحظه بیشتر و بیشتر می شد.

"ما بدون اصل ولایت فقیه در 30 سال گذشته در برابر تهدیدات آسیب پذیر بودیم و هر لحظه ممکن بود که کشور به وضعیت گذشته برگردد.بنابراین باید توجه داشت که اصل ولایت فقیه ما را در مقابل کودتاها، حاکمیت نیروهای مسلح حفظ کرده است.حد و مرز گفتمان بنده با بقیه گفتمانها رجوع به پیام خون همین شهداست."

در میان صلوات حضار میرحسین به سخنان خود ادامه می دهد:

"رهبر انقلاب محور وحدت ملت ماست، ايشان فردي است كه پاسدار ارزش‌هاي اصيل انقلاب ماست و وظايف سنگيني كه براي پيشبرد نظام برعهده‌ي ايشان است نمايانگر همين مسئله است. كسي كه به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد براي اين كشور و نظام و در درون آن كار كند نمي‌تواند خود را در اين مسائل فريب بدهد. "

میرحسین موسوی برای محکم کاری اضافه می کند :

"در بسياري از مشورت ها همراه بوده ام: بنده بهترین رابطه را با رهبری دارم و از قانون اساسی تبعیت می‌کنم. من در طی این بیست سال هم هیچ مشکلی را حس نکردم و در بسیاری از مشورت‌ها و جلسات با رهبر همراه بودم، اما مهم این است که من نمی‌خواهم از شخصیت رهبر استفاده کنم، من اصولی نظراتم را مطرح می‌کنم و این مورد توجه همه ی مسوولین نظام از جمله رهبر است."

ناگهان بلندگو اعلام کرد که رسانه های خارجی برای اطلاع از نظرات میرحسین موسوی منتظر هستند.

این مصاحبه با حضور اصحاب رسانه های خارجی و نیز تعدادی از همراهان قدیم و جدید میرحسین آغاز می شود.

خبرنگار خارجی می پرسد سیاست خارجی نظام ایران دست رهبری است و شما چگونه می خواهید نظرات خود در این زمینه را اعمال کنید؟ میرحسین که لحظاتی پیش به التزام خود به ولایت فقیه اشاره کرده بود با خنده ملیحی می گوید اگر رهبری با چند تظاهرات خیابانی مواجه شود مجبور است در مقابل خواست ملت عقب نشینی و سیاست خارجی را به رئیس جمهور واگذار کند.

سخنان صریح کاندیدای حامی ولایت فقیه با برخورد شدید تعدادی از دوستان مواجه می شود. این اشخاص که تصور تقابل میرحسین با رهبری را نی دادند در ایستگاه بعدی از قطار پیاده می شوند ولی صدایشان در بوق و کرنای حامیان دوآتشه گم می شود.

این گونه بود که در اولین گام پویش مردمی حمایت از میرحسین موسوی از وی جدا شد. سایت معروف انتخاب ده ( که با عنوان " پویش مردمی حمایت از میرحسین موسوی" ماهها به نفع وی تلاش میکرد و از حامیان اصلی وی بود با درج مطلبی تحت عنوان "خداحافظ آقای مهندس!" فعالیت رسانه ای به نفع آقای موسوی را قطع کرده و به مردم پیوست .

با اولین ریزش ها رویش ها شروع شد.

سلطنت طلب ها ، مجاهدین خلق (منافقین)،کمونیست ها ، لیبرال ها همه و همه که تا دیروز دم از تحریم انتخابات می زدند از نخست وزیر امام حمایت کردند و این گونه بود که با اولین ریزش ها رویش های جدید شروع شد.

قطاری که راه افتاده بود دیگر به مقصد ایستگاه امام خمینی حرکت نمی کرد !

۲۲ خرداد ، ساعت ۲۳:۵۰- هنوز ساعتی از پایان انتخابات ریاست جمهوری نگذشته است و فضا در التهاب نتایج انتخابات است.میرحسین موسوی در یک مصاحبه مطبوعاتی می گوید:

"بر اساس شواهد و قراین ما خود را پیروز قطعی میدان می‌دانیم و امیدواریم که همه تسلیم اراده مردم شویم.اکثریت مردم به من رأی دادند. البته نتایج قطعی اعلام می‌شود و آنچه من گفتم نتایجی است که ما از استان‌ها و شهرستان‌های سطح کشور گرفته‌ایم. "

ساعاتی بعد و با شمارش آرا نتایج اعلام  و رئیس جمهور قانونی کشور به همگان معرفی می شود.

میرحسین که شوکه شده است از نتایج انتخابات اعلام نارضایتی کرده وادعای تقلب در انتخابات را مطرح می کند .ادعایی که پیش از انتخابات نیز توسط حامیان وی مطرح شده بود و قرار براین بود که در صورت شکست با این ادعا مردم را به خیابان ها بکشانند.

با این کار تعداد دیگری نیز از قطار پیاده شدند و مسیر خود را از میرحسین جدا کردند.

دیگر کسی در اتاق فرمان قطار نبود تا این قطار افسارگسیخته را هدایت کند و لحظاتی بعد قطار از ریل خارج می شود و مسیر دیگری را طی می کند.

میرحسین طی یک بیانیه مسیر جدید قطار را مشخص می کند:

"اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد."

و باردیگر عده ای خود را با زحمت فراوان از قطاری که از ریل خارج شده است بیرون می اندازند و اگر چه لطمات زیادی خورده اند زنده می مانند تا بگویند داخل قطار چه گذشته است!

راهپیمایی های غیر قانونی،حمله به نهادهای قانونی کشور،آتش زدن اموال عمومی و همه و همه از اتاق فرمان قطار ار ریل خارج شده هدایت می شودو این بار دیگر اگر میرحسین خود بخواهد نمی تواند از قطار خارج شود ، قطار از میدان امام خمینی رد شده و مسیر دیگری را طی می کند.

اینک دیگر راهبری قطار دست میرحسین موسوی نیست و کروبی نیز گنگ و بی حال از تحقیری که ملت به وی تحمیل کرده است زندگی خود را در ادامه مسیری می بیند که دیگران به موسوی تحمیل کرده اند و وی با طیب خاطر آن را پذیرفته است!

آخر دیگر او چاره ای ندارد ، بارضایت و یا بدون رضایت او قطار مسیر خود را طی می کند و در راه خود هر ارزشی را که مغایر با مسیر تعیین شده می بیند با توحشی از سر استیصال نابود می کند!

راهپيمايي پرشكوه عاشورائيان با حضور اقشار مختلف مردم تهران

۹ دی ماه ۱۳۸۸ ریزش موج سبز و رویش انقلاب به نقطه اعلای خود رسید

به عاشورا می رسیم!

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

دل های مشتاق و قلب های شکسته ای که در طول تاریخ با لرزش خود سیلی از اشک را به راه انداخته و دودمان مستکبرین را ویران کرده اند اینک با جنایاتی وحشتناک از فرزندان معنوی ابوسفیان مواجه می شوند!

دیگر حنای نخست وزیر امام!رنگ باخته است!

حمله به عزاداران حسینی و فیلم برداری از جنایاتی که یزید نیز جرات انجامش را نداشت ونیز حمله به نماز ظهر عاشورا تداعی کننده آخرین نماز ظهری بود که امام عشق آن را به جای آورد و شهد شیرین شهادت را نوشید و هیهات که قلب های سلیم بعد از این رخداد دهشتناک تاریخ انقلاب اسلامی و به عقیده این حقیر قرن های گذشته سکوت پیشه کنند و چه زیبا سکوت نکردند و در تجمعی تاریخی در ۹ دی ماه سال ۱۳۸۸ فرایند ریزش موج سبز را تکمیل کرده و میلیون ها نفر در سراسر کشور شعار لعن الله عدوک یا حسین کروبی  و خاتمی و میرحسین سردادند و الحق که دیگراز آن روز به بعد این سربازان اسلام بودند که به میرحسین یزیدی می گفتند ۱۳ میلیونت کو؟

گویا یاران میر حسین سوار ماشین زمان شده اند و مکان را طی کرده و از مرزهای جغرافیایی متعارف تعریف شده در نقشه فراتر رفته اند!

میرحسین که از پنجره قطار بیرون را نگاه می کند دیوارهای سفید کاخ سیاه را می بیند !

اصلا چه می گویم شاید دیوارهای سیاه کاخ سفید را می بیند و یا دیوارهای سیاه را سفید می بیند !

هر چه که باشد میرحسین موسوی با عقبه فکری و فیزیکی خود به مقصد رسیده است و دیگر چه باک اگر در این مسیر قلب ها و دست های زیادی شکسته باشد!

میر!

خانه جدیدت مبارک!

این مطلب در والاترین

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 15:57  توسط روح الله امین آبادی  | 

سخنی با تفاله های صدام و مسعود رجوی در سایت آقازاده!

"یكی از دلایل دست‌نزدن معترضان به خشونت گسترده و قتل مأموران یا اعضای بسیجی، تأكید مكرر رهبران معترض بر پرهیز از خشونت بوده است كه این تأكید و هدایت با خاموش شدن آنان كمرنگ‌تر خواهد شد."

سایت خبری آقازاده هاشمی که در حوادث بعد از انتخابات به گونه روشنی به تحریک اغتشاشگران پرداخته بود چندی است که در فضای رقت بار سکوت دستگاه قضا به خود جرات داده است که دست به تهدید مردم و امت حزب الله بزند.

نگاهی هرچند جزئی به اخبار و تحلیل های این سایت اثبات کننده این مدعا است که این بنگاه لجن پراکنی با نیت هدف قرار دادن رهبر معظم انقلاب و مطرح نمودن شخص هاشمی رفسنجانی به عنوان تنها راه پایان اغتشاشات راه اندازی شده است.

توهین های مکرر و سخیف این سایت به رهبر عزیز انقلاب تا بدان حدی است که سایت ضد انقلاب و هرزه بالاترین با لینک تعدادی از خبرهای قرار گرفته در خروجی آینده رهبری را مورد آماج فحاشی ها قرار می دهد.

از سخن دور نیفتیم !

رسانه مستقل ایرانیان !!! در مقاله ای که اخیرا در خروجی خودبا عنوان دشواری‌های امنیتی راهپیمایی 22 بهمن  قرار داده است مدعی شده است که مردان خداجوی موسوی اگر تاکنون دست به قتل عام  نزده اند تنها و تنها به علت تاکید رهبران جنبش اعتراضی بوده است!

آینده ادعا می کند که این روند با سکوت اخیر رهبران جنبش کمرنگ تر شده است!

آقای آقازاده! واقعا این صندلی چقدر می ارزد؟!

آقازاده ها خوب می دانند که نوچه هایشان چه جنایاتی که در این مدت انجام نداده اند!

چه چادرهایی که از سر زن ها و دختران بی دفاع که نکشیده اند!

چه دشنه هایی که در قلب مخالفان خود که فرو نبرده اند!

با حمله به مراکز نظامی قصد خلع سلاح این مراکز و شروع فاز نظامی مقابله با نظام مقتدر و در عین حال مظلوم اسلامی را که نداشته اند!

رسانه مرتبط با یک آقازاده مردم را به قتل عام در روز ۲۲ بهمن تهدید می کند،تهدیثدی که صدام آن را به کار بست ولی موفق نشد

با هجوم به نیروهای انتظامی و برهنه کردن یکی از آنان از این حادثه فیلم گرفته و در سایت های بیگانه پخش نکرده اند!

با هجوم به یک مهد کودک مادر و دختری را به قتل نرسانده اند!

و ...

ما را از چه می ترسانید ؟

مگر اربابان شما نبودند که تهدید کردند قصد دارند با بمباران نماز جمعه تهران مردم مسلمان و انقلابی ایران را قتل عام کنند؟

مگر مردم در نماز جمعه با شکوه هرچه بیشتر حاضر نشدند؟

 در حادثه ای دیگر در آخرین جمعه سال 1363 زمانی که امام جمعه‌ی تهران از ریشه‌های اختلاف در نهضت ملی شدن صنعت نفت می‌گفت، صدای انفجار از داخل زمین چمن دانشگاه تهران به آسمان برخاست. شرح این ماجرای حماسی در پیام نوروزی بنیان‌گذار کبیر انقلاب به خوبی ترسیم گشته است: «قصه‌ی روز جمعه را که آن‌طور باشکوه، با نورانیت، با استقامت گذشت. آن‌طور مردم با طمأنینه ... مخصوصاً نگاه می‌کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست؛ ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آن‌طور با آن طنین قوی صحبت کرد، مردم آن‌طور گوش کردند، آن‌طور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم... با یک همچو ملتی کسی نمی‌تواند مقابله کند. ملتی که این‌طور است؛ آن روزی که اعلام می‌کنند که می‌خواهیم بمباران کنیم نماز جمعه را، بیایند و بیشتر بیایند، حتی آن‌هایی که نمی‌آمدند برای نماز، (از) قراری که برای من نقل کرده‌اند، آن‌هایی که برای نماز جمعه هم نمی‌آمدند، هفته‌های دیگر، این هفته آمده‌اند.»

بی شک مردم ایران اسلامی باشکوه ترین تجمع تاریخ خود را در ۲۲ بهمن ۸۸ تجربه خواهند کرد هرچند اصحاب آخرالزمانی یزید با تاسی جستن به پروژه قتل عام درمانی بخواهند مردم را از صحنه خارج کرده و اهداف شوم خود را تحقق بخشند .

وکلام آخر به تفاله های صدام و مسعود رجوی این که،

شما می توانید بمب گذاری کنید ، به مردم حمله کنید ، با پخش شایعات مردم را از حضور در صحنه بترسانید ولی هرگز نخواهید توانست عزم ملت مسلمان ایران را در خشکانیدن ریشه فتنه از بین ببرید.

این مطلب در والاترین 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 17:28  توسط روح الله امین آبادی  | 

موسوی به روایت هاشمی - 2

گزارشی که پیش رو دارید، بخشی از سخنرانی‌های حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه سال‌های 68، 69 و 70 است. ایشان در این سخنرانی‌ها با ارزیابی و نقد عملکرد دولت آقای میرحسین موسوی، مشکلات به ارث رسیده از این دولت را تشریح کرده است.

مشکلاتی که غالباً مردم خوب ما در آن دوران سخت با صف‌های طویل برای گرفتن کالاهای کوپنی، استفاده از گوشت‌های یخی، فقدان مواد اولیه برای کارخانه‌ها، کمبود دارو، وجود پزشکان هندی و بنگلادشی، کمبود قطعات یدکی و فرسودگی ماشین‌آلات کارخانه‌ها، قطع مکرر برق، نبود آب لوله‌کشی در روستاها، فقدان گاز لوله‌کشی در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، از بین رفتن تولیدات کشاورزی به علت نبود شبکه صحیح حمل و نقل و توزیع، استقراض از بانک‌های خارجی، پائین بودن امید به زندگی و بسیاری از طرح‌های نیمه تمام و... در خاطره‌شان ثبت کرده‌اند.

 مناسب دیدیم بدون هیچ پیش داوری، توانمندی وضعیت و شرایط دولت جناب آقای مهندس موسوی را که 20 سال از کار اجرایی کلان فاصله گرفته بودند، از زبان آقای هاشمی رفسنجانی که همینک حامی جدی ایشان هستند، در دسترس خوانندگان محترم قرار دهیم.

تمامی مطالب مندرج در این گزارش از روزنامه جمهوری اسلامی آن زمان اخذ شده است.

قسمت دوم این گزارش را می خوانید

15- کارمندان کج فکر

من به‌عنوان مسئول اجرایی کشور و رئیس جمهور منتخب شما می‌گویم سیاست دولت شما بر این است که امکانات کشور، زمین، آب، معدن، صنعت و هرچه امکانی در این کشور هست را در اختیار مردم بگذارد. برای اینکه مردم موجودی و امکانات و سرمایه شان را صرف آبادی کشور کنند. البته ممکن است در جریان کار هنوز ما با مأموران کج فکر و منحرف و تنگ نظر و نادان مواجه باشیم که در راه کار مزاحمت ایجاد کنند.

1368.10.23

16ـ رقم زشت

کاری که تا به حال شد، نتیجه این شده که ما الآن نسبت باسواد و بی‌سوادمان اینطوری است که 7/67 درصد مردم باسوادند و 3/23 درصد مردم بیسوادند که این خیلی رقم زشتی است. برای دین و جامعه‌ای که موظف شده که از گهواره تا گور به دنبال دانش باشد.

 

و اگر در چین هم علم را پیدا می‌کند باید برود و بگیرد و بیاورد واقعاً اصلاً چهره اسلامی ما را این زشت می‌کند که ما هنوز هم البته کار بزرگی است که ما رقم را از 47 درصد رسانده باشیم به 67 درصد و مخصوصاً در مورد خانم‌ها که اول انقلاب 40 درصدشان فقط باسواد بودند و 60 درصد بیسواد بودند آن نسبت هم اصلاح شده و هنوز هم نسبت نامعقول است.

1369.1.18

17ـ جامعه فقیرتر

مشکل عمده اقتصاد ما در پایین بودن تولید ناخالص ملی بود تولید در کشور، عدم سرمایه‌گذاری و به کار گرفته نشدن نیروها در شرایط بسیار نامطلوبی بود و روند نزولی هم داشت و اصولاً تعریف فقر و غنای یک جامعه همین جا است. اگر تولید ناخالص بیشتر باشد و سرانه به اندازه مصرفشان تولید کنند و یا بیشتر، جامعه سالم است اگر تولید کمتر از مصرف باشد جامعه فقیر است و هر مقدار کمتر، جامعه فقیرتر. حالا اگر توزیع هم ناسالم شد، یعنی همین تولید کم عادلانه پخش نشده این فقر در آن بخش که کمتر می‌برند بسیار شدیدتر خواهد شد. ماچگونه شرایطی را داریم، تولید که کم می‌شود در نتیجه تحمیل می‌شود بر بودجه دولت یعنی دولت پولی پخش می‌کند برای مخارج مردم، وقتی که خرج‌های دیگر هم تحمیل شده باشد در مقابل چیزی ندارد که پول را از مردم پس بگیرد. پول می‌دهد اما این پول برنمی‌گردد. اگر ما تولید داشته باشیم و تولیدات را به فروش برسانیم برای مردم هر چه پول مصرف می‌کنیم با تولیدات خود پول را از مردم برمی‌گردانیم این یک جریان سالم اقتصادی می‌شود.

ولی اگر تولید نباشد پول می‌ریزیم برنمی‌گردد پول زیاد که در دست مردم می‌ماند یک بلای بدتری است. این پول‌ها مدام برای خرید به بازار می‌آید و چون جنس نیست فروشنده‌ها هم مدام قیمت را بالا می‌برند برای چیزی که باید ده تومان بگیرند سی تومان می‌گیرند آنها که نمی‌توانند درآمد داشته باشند مجبورند فقیر باشند و کم بخورند آنها که فقیر نیستند خودشان را منطبق می‌کنند پس در اثر نبودن تولید، بودجه دولت کم می‌شود که کسر بودجه از بدبختی‌های هر دولت و ملت است کسر بودجه دولت مستلزم تورم و گرانی می‌شود، گرانی نتیجه کسر بودجه است کسر بودجه نتیجه کمی تولید است و فقر عمومی محصول همه اینها است. دولت در گذشته برای اینکه جلوی فقر عمومی را بگیرد یک مسکن را اجباراً به کار برده که ما هم هنوز به کار می‌بریم و آن سوبسید است. یعنی آن موجودی‌های دولت را که از منابع طبیعی مردم برمی‌داریم مانند نفت آن را به صورت ارزان یا مفت در اختیار مردم فقیر قرار می‌دهند به خاطر اینکه مقداری از مشکلات را بپوشاند.

مردم نمی‌توانند نان به قیمت عرضه و تقاضا بخرند. مردم نمی‌توانند آب، برق، گاز و نفت، حمل و نقل، دارو، بیمارستان و شیر و این قبیل کالاهای اساسی را به دلیل فقیر بودن عموم به قیمت عرضه و تقاضا خریداری نمایند و پولی که در اختیار دولت قرار دارد در واقع همان پول مردم می‌باشد، از همان پول اقدام به تهیه وسایل و ضروریات زندگی مردم به طور مجانی می‌نماید.

البته خود این مسئله به دلیل اینکه به جای سرمایه‌گذاری در جهت افزایش توان اقتصادی، اقدام به مصرف از سرمایه می‌نمود نیز عوارض ناگواری را در پی دارد.

از همین رو کشور با یک شرایط نامطلوب و غیرمفیدی مواجه شده بود.

1369.6.3

18ـ بلای نقدینگی

ما برای اینکه این بلای نقدینگی را از دست مردم خارج کنیم که به عنوان یک اهرم بسیار خطرناک و شیطانی محسوب می‌شود و هم می‌تواند خطر مهلکی برای نظام به شمار آید با امکانات خودمان به دنبال راه‌حل گشتیم.

یعنی در جامعه ما نرخ تورم به طور نامعلومی رو به افزایش بود که سعی نمودیم این رشد سرسام آور را به نصف کاهش دهیم البته هنوز روند آن رو به رشد است.

1369.6.3

19ـ کسر بودجه

ما در سال 65 ، 5/1449 میلیارد ریال کسر بودجه داشته‌ایم. یعنی رقمی حدود 150 میلیارد تومان از زمانی که لایحه بودجه را از مجلس گذرانده‌ایم با این میزان کسر بودجه مواجه بوده‌ایم. سال 1366 از 1375 میلیارد ریال کسر بودجه و در سال 67 از 4021 میلیارد ریال یعنی چیزی حدود 200 میلیارد تومان کسر بودجه برخوردار بوده است.

در سال 68 تا نیمه همان سال که ما قبول مسئولیت کردیم همین روند تداوم داشت.

1369.6.3

20ـ تورم اسکناس

در ظرف این چند سال سیاست چاپ اسکناس ما بدین شکل بوده که البته چاپ اسکناس در کشور یک امر طبیعی است یعنی در هر سال در حد تورم اسکناس منتشر می‌شود و هیچ اشکالی ندارد اما وقتی نرخ تورم افزایش می‌یابد و نقدینگی روبه افزایش می‌باشد و دولت هم با کسری بودجه مواجه باشد دائماً به امر انتشار اسکناس مشغول می‌شوند که این وضع، چندان مثبت و مفید نخواهد بود.

1369.6.3

21ـ نرخ تورم

در خصوص نرخ تورم اکنون نرخ تورم مهار شده است نه این که نرخ آن به صفر رسیده باشد. چون هنوز قیمت بسیاری از اجناس ما روند رو به افزایش دارد، بسیاری از قیمت‌ها هم در مرحله متوسطی قرار دارد و بسیاری از اجناس هم قیمت‌شان نزول یافته است.

در مجموع ارزیابی رشد نرخ‌ها به این صورت بوده است که در سال 7،65/23 یعنی 23 درصد تورم را در مورد تعدادی از کالاها اطلاق می‌نمایند که البته این رقم را بانک مرکزی با مقیاس قرار دادن قیمت تعدادی از کالاها اعلام می‌کند.

در این میان ممکن است بعضی از آنها به میزان 100 درصد گران شده باشد و بعضی‌ها به میزان 5 درصد و یا بعضی‌ها هم اصلاً افزایش نداشته باشد. همچنین در سال 66 هم نرخ تورم 7/27 درصد بوده که رقم بالایی است.

در سال 67، 89/28 درصد که نزدیک 29 درصد می‌باشد.

در سال 68، 25/17 درصد یعنی نزدیک 11، 12 درصد پائین تر از سال گذشته که باز هم مجموعه کالاهایی که مردم مصرف می‌کنند 17 درصد گران شده است.

1369.6.3

22ـ مشکل حمل و نقل

الآن بسیاری از محصولات و کالاهای موردنیاز مردم که در کارخانه‌ها، بنادر و انبارهای مزارع وجود دارد که وسیله‌ای که ما اینها را به بازار مصرف برسانیم نداریم.

چند تا از کارخانه‌های سیمان ما در تولیدشان مشکل دارند. چون انبارها پر شده و آسیاب‌ها نمی‌توانند کار کنند که ما آمدیم و بعضی‌ها را آزاد کردیم و گفتیم مردم خودشان بردارند بروند با این که سیمان کم داریم و سهمیه‌ای است گفتیم اینها را آزاد کنند. مثل ارومیه و یک مقداری در تهران. گفتیم حدود 400 هزار تن الآن ما گندم در مزارع خریده‌ایم و در آنجاها جمع شده است که می‌خواهیم به سیلوها برسانیم ولی مشکل حمل و نقل داریم. کارخانه شیشه قزوین را شنیدید که موقع زلزله حدود 100 میلیون تومان یا بیشتر از شیشه‌هایش شکست. ما به عنوان یک تخلف این قضیه را تعقیب کردیم و به آخرین نتیجه‌ای که رسیدیم این بود که حمل و نقل نتوانسته‌بود این شیشه را به نوبت برساند. حواله صادر شده بود. مردم در انتظار شیشه‌ها بودند ولی نتوانستند از کارخانه به شهرها برسانند.

البته عذر حمل و نقل هم این بود که لاستیک به موقع به او نداده‌اند. عذر لاستیک هم این بود که ما ارز نداشتیم که لاستیک بیاوریم. یعنی مجموعه رسید به اینجایی که کمبود تولید بود و ما لاستیک را به موقع نرسانده بودیم. شیشه‌ها در کارخانه به این شکل خرد شد.

همین حالا حدود یک میلیون و نیم تن کالا در بنادر و در کشتی‌ها مانده که حمل و نقل مشکل دارد.

1369.6.3

ادامه دارد

بخش اول  این گزارش

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 18:23  توسط روح الله امین آبادی  |