بسیج جهانی

ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم. حضرت روح الله

پست ثابت

الذين قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم إيمانا...

این ها کسانی بودند که بعضی از مردم به آنان گفتند برای حمله به شما اجتماع کرده اند از آن ها بترسید اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ما است ...

آل عمران / 173

+ نوشته شده در  جمعه 6 مرداد1391ساعت 23:40  توسط روح الله امین آبادی  | 

سخنرانی بازرگان در مجلس ، واکنش خاتمی و نامه علی مطهری !

۱۵ مهر ۱۳۶۰ – مهندس بازرگان در مجلس شورای اسلامی پس از مقدمات و موخرات فراوان و با ادای احترامات فراوان می خواهد حرفی را بزند ولی نگران است که بر سر او بریزند و آبرویش را ببرند …بازرگان بعد از دست دست کردن می گوید نه علمای بزرگی که شهید شده اند آمریکایی هستند آن چنان که مجاهدین خلق می گویند و نه جوانانی که این روزها خواسته و ناخواسته در طاس لغزانی افتاده اند و دست به ترور می زنند آمریکایی …!
فارغ از این که گفته های بازرگان درست نبوده و بر آمریکایی بودن منافقین نیاز به استدلال نیست و به محض تصور عملکرد می توان این ارتباط را تصدیق کرد ؛ برداشت بازرگان از وضعیت مجلس آن روز صحیح بوده …اجازه سخن گفتن به بازرگان را ندادند …هاشمی رئیس مجلس به بازرگان گفت : وضعیت مناسب سخن گفتن شما نیست سرجایتان بنشینید ! خلخالی آمد و بعد از فحاشی فراوان تریبون را از روبروی بازرگان برداشت …احمد توکلی گفت : نشستن در این جلسه حرام است و بعد از فحاشی های فراوان جلسه را ترک کرد …خاتمی در سرمقاله کیهان بازرگان را آمریکایی خواند و آبرویش را برد …مهاجرانی در اطلاعات مقاله نوشت و بازرگان را با صدام مقایسه کرد و …
روز بعد از سخنرانی نیمه تمام بازرگان کیهان به مدیریت محمد خاتمی و به نقل از افراد مجهول الهویه خواستار اخراج بازرگان و نه نفر نماینده غیر همسو از مجلس شد …
روزنامه خاتمی همچنین خواستار محاکمه بازرگان شد …
امروز بیش از سه دهه از آن روزها می گذرد خط ها عوض شده و دیکتاتورها لباس سبز به تن کرده اند …
علی مطهری اخیرا در نامه ای خطاب به رئیس جمهور خواستار محاکمه عاملان حصر شده است …یاد اول انقلاب و مدیریت امثال هاشمی ها و خاتمی ها و خوئینی ها و مهاجرانی ها بر مجلس می افتم که اجازه نفس کشیدن به مخالف نمی دادند و امروز که نماینده مجلس بی محابا سخنش را می گوید و خواستار محاکمه رهبری می شود …کیست که از دیدار اخیر علی مطهری بنا به روایت خود او و خواسته اش از رهبری برای رفع حصر و پاسخ آقا اطلاعی نداشته باشد …
باقی بماند …


برچسب‌ها: هاشمی رفسنجانی, مهندس بازرگان, علی مطهری, خاتمی, مهاجرانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مهر1393ساعت 9:15  توسط روح الله امین آبادی  | 

یک دیدار دو روایت و چهار سوال !

این مقاله در هفته نامه پنجره با نام هادی رستگار نیا منتشر شده است .

یک دیدار و دو روایت ! شاید این تعبیر مناسب ترین و نزدیک ترین تعبیری باشد به آن چه که این روزها در جدال خاطره ها میان دو شخصیت تاریخ انقلاب شاهد آن هستیم .

در یک طرف ماجرا آیت الله هاشمی رفسنجانی می گوید در دیداری که در منزل شهید آیت الله قدوسی روی داده از آیت الله مصباح یزدی خواسته است که به جبهه ضد امپریالیستی بپیوندد ولی آیت الله مصباح با این بهانه که در جبهه مورد نظر مجاهدین خلق و چپی ها نیز حضور دارند از مبارزه استنکاف کرده و «مبارزه با شاه را حرام دانسته است .»

سوی دیگر ماجرا روایت دیگری دارد ! آیت الله مصباح یزدی می گوید دیدار نه در منزل شهید آیت الله قدوسی که در خانه خود مصباح برگزار شده و از سوی دیگر علیرغم روایت هاشمی که می گوید آیت الله خامنه ای نیز در این دیدار سخن گفته و از آیت الله مصباح یزدی گلایه کرده است روایت دوم می گوید در این ملاقات صبح تا ظهر رهبر معظم انقلاب سخنی نگفته و سکوت اختیار کرده اند.

از این دو گانگی ها که بگذریم به بخش اصلی ماجرا می رسیم و آن این که آیت الله مصباح یزدی می گوید هاشمی رفسنجانی از وی خواسته است که با مجاهدین خلق همکاری کند و در این میانه برای جلب نظر مصباح گفته شده است که « مجاهدین نماز شب خوان بوده و حقوق اندکی گرفته و مابقی را برای مبارزه صرف می کنند»

مصباح با این دلیل که برای همکاری با مجاهدین خلق حجتی ندارند از این همکاری ابا کرده و هاشمی با عصبانیت و ناراحتی منزل ایشان را ترک گفته است.

این کل ماجرایی است که دو طرف روایت می کنند .

یک طرف می گوید کسانی که زمان شاه مبارزه را حرام می دانستند امروز میان دار شده اند ولی سوی دیگر میدان می گوید نه مبارزه که همکاری با مجاهدین و یا همان منافقین را نپذیرفته است.

در این میان سوالات چندی مطرح است که باید پرسید ؛

1-اگر مراد آیت الله هاشمی رفسنجانی از کسانی که زمان شاه مبارزه را حرام می دانسته اند شخص آیت الله مصباح یزدی است چنان چه سیل هجمه ها و قرینه خوانی ها نیز این مدعا را ثابت می کند انبوه اسناد موجود و روایت های بزرگان انقلاب از جمله آیت الله یزدی که می گویند «آیت الله مصباح هیچ گاه از مبارزه و انقلاب جدا نبوده اند» چگونه باید تفسیر و تاویل شود؟!

2-چگونه از عدم همکاری با مجاهدین خلق این گونه استبناط می شود که شخصی مخالف مبارزه با شاه بوده است ؟! آیا در این میان حضرت روح الله که هرگز منافقین را تائید نکردند مبارزه با شاه را حرام می دانستند یا همکاری با گروهک منافقین را ؟!

به درستی اگر آیت الله مصباح یزدی از پیشتازان مبارزه نبودند چرا مبارزی همچون آیت الله هاشمی این چنین از ایشان می خواهند که سازمان مجاهدین خلق را به رسمیت شناخته و یا جبهه مشترک ضد امپریالیست تشکیل دهند؟

مطلب فوق به اضافه امضاهای مکرر آیت الله مصباح در کنار علمای طراز اول حوزه علمیه علیه رژیم طاغوت نشان دهنده آن است که ایشان هر نوع مبارزه را قبول نداشتند و حاضر نبودند از کسانی حمایت کنند که به دنبال تحقق حکومت مارکسیستی بوده و گفته بودند: «اگر روزی قدرت را به دست بگیریم در مرحله اول شماها [روحانیون] را از دم مسلسل میگذرانیم.»

به درستی می توان بر این نکته تاکید کرد که جرم آیت الله مصباح این بود که همانند حضرت امام حاضر نشد در آن سالها از این گروهک منحط و منحرف حمایت کند.

3-گفته می شود بسیاری از شخصیت ها در آن برهه با مجاهدین همکاری داشته اند و باز سوال سابق باقی است و آن این که آیا همکاری اکثر شخصیت ها دلیل قانع کننده ای می تواند برای توجیه این همکاری باشد ؟ به عنوان نمونه آیت الله هاشمی که خود از دعوت کنندگان به همکاری مبارزین با مجاهدین بوده تلاش داشته است که از امام نیز تائیدیه ای در این راستا بگیرد که حضرت روح الله با تیزبینی خاص خود تاکید کرده بودند که هاشمی اغفال شده است .

جالب است بدانیم که در این سال ها آیت الله طالقانی در پیغامی محرمانه خطاب به امام خمینی از مجاهدین خلق با عنوان «انهم فتیه...» و یا اصحاب کهف یاد کرده  و آیت الله منتظری نیز در سال 1350 در نامه ای به امام مجاهدین را این گونه مورد ستایش قرار می دهند که «تصلب آنان با شعایر اسلامی و اطلاعات وسیع و عمیق آنان بر احکام و معتقدات مذهبی معروف است و مورد توجه همه آقایان و روحانیین واقع شده است» و یا هاشمی نیز با تعبیری چون «جوانان مسلمان ، تحصیل کرده ، فداکار، مومن ، پاک ، متعبد و آشنا به معارف اسلامی و جهان بینی اسلامی و صد در صدر مذهبی» در شهریور 1350 از مجاهدین خلق به نیکی یاد می کند.

به هر ترتیب با همه این تلاش ها امام خمینی مجاهدین خلق را حتی به اندازه یک کلمه تائید نمی کنند ؟ دلیل چیست ؟! آیا می توان گفت که حضرت روح الله مبازره را حرام می دانسته اند و یا همانند هاشمی ها ، طالقانی ها و منتظری ها بصیرت نداشته اند؟!

4-هاشمی مدعی است که رهبر معظم انقلاب بعد از آن جلسه که ظاهرا در سال 1348 روی داده و به مدت ده سال با آیت الله مصباح یزدی قهر بوده اند . سوال این جا است که این ادعا چگونه با سخن صریح رهبر معظم انقلاب در اوج دوره اصلاحات که فرمودند «بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم.» سازگار است؟!

دو روایت از یک حادثه و چهار سوالی که مطرح شد شاید کلیت ماجرایی باشد که این همه جنجال در اطراف آن به وجود آمده است .

انتظار طبیعی آن است که در اطراف این سوالات اندیشه شود تا مشخص گردد که آیا واقعا شبهه اندازان دلنگران انقلاب هستند یا منافع دیگری را مد نظر دارند !

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مهر1393ساعت 17:11  توسط روح الله امین آبادی  | 

مطالب قدیمی‌تر