تبليغاتX
بسیج جهانی
امروز 

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387

از توهم تا واقعيت ، انتقاد مراجع از دولت اصلاحات کمتر بود!!!

امروز که نشريات رو تورقي مي زدم  تيتر جالبي رو  روي جلد نشريه شهروند امروز ديدم .اين نشريه از قول مدير سابق حوزه علميه آورده بود که انتقادات مراجع از دولت زمان آقاي خاتمي کمتر بوده !!!.

نمي دانم اين نشريه تا چه اندازه در اين نقل قول صادق بوده و يا نکته انحرافي اين خبر چيست و يا هر چغدر که به ذهنم فشار مي آورم نميتوانم براي خودم توجيه کنم که چه مصلحتي در نقل دروغ به اين بزرگي هست که آقاي قوچاني به آن تمسک جسته است !.

در زماني که آقاي مهاجراني دستگاه ارشاد کشور را دودستي چسبيده بودند و طاغوت وار و بدون رضايت مراجع عظام تقليد و با علم به عدم رضايت و حتي نارضايتي رهبر عزيز انقلاب با حمايت هاي گرم آقاي خاتمي به کارشان ادامه مي دادند بيشترين اعتراضات به اين رويه فرهنگي از نهاد حوزه به صدا در آمد.

نمود بارز اين اعتراضاتی که این نشریه منکر آن شده  تحصن اعتراض آميز حوزه علميه قم در سال ۱۳۷۸ مي باشد که به جد مي توان گفت که بعد از انقلاب و اعتراض هاي روحانيت به رژيم ستمشاهي بيسابقه بوده است حال چگونه است که نشريه شهروند امروز به اين دروغ شاخدار توسل جسته  براي بنده جاي سوال دارد"۱".

زماني که حضرت آيه الله مکارم شيرازي به دولت اعتراض مي کردند علنا آقاي مهاجراني در کتاب استیضاح به توهين به اين مرجع مي پردازند و به ايشان مي گويند به جاي انتقاد از بنده به کتاب هاي ديگران پاسخ گوئيد!!!"۲".

زماني که عالم مجاهد حضرت آيه الله مصباح يزدي به انتقاد از رويه فرهنگي کشور مي پردازند صدها نشريه بر عليه ايشان لجن پراکني مي کنند!"۳".

بماند خون دل هايي که مراجع عظام تقليد از دست نشریات توهین کننده به مقدسات خوردند.

آقايان چيز هايي شنيده اند که ملت ايران داراي حافظه تاريخي ضعيفي است ولي نه تا اين حد! کافي است که کمي انسان به ذهنش فشار بياورد تا ببيند که چه بلبشوي فرهنگي تحت لواي حضرات در دوران حاکميت اصلاحات بر کشور حاکم بود.

۱ -دوستان بزرگوار براي اطلاع از جزئيات اين تحصن تاريخي مي توانند به کتاب تحصن چرا و چگونه ؟ نوشته حميد رسايي مراجعه کنند.

۲-به کتاب استيضاح نوشته آقاي مهاجراني مراجعه کنيد اين کتاب رو انتشارات اطلاعات نشر داده است.

۳- براي درک مختصر هجوم مدعيان آزادي بيان به حضرت علامه علاوه بر نشريات زمان اصلاحات به کتاب هاي مصباح دوستان و بازي ترور مي توانيد مراجعه کنيد.

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 23:46 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم خرداد 1387

انتقاد از امام ، اجتهاد در آراء امام ، اجتهاد به جای امام؟!

چندي پيش آقاي محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از آراء و نظرات حضرت امام (رض)را مطرح نمودند.

بنده برخلاف ساير دوستان كه از اين امر ناراحت شده اند و اين مسئله را افتتاح باب تخريب حضرت امام مي دانند از اين امر و از اين ادعاي امثال آقاي محمد رضا خاتمي از جهتي كه به آن اشاره خواهم كرد خوشحالم!

قبل از اين كه محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از امام (رض)را مطرح نمايند اشخاص ديگري از جمله نوه محترم حضرت امام (رض)بحث اجتهاد در آراء امام (رض)را مطرح نمودنددر حالي كه  حضرت آقا با بيان مستمر و چندين باره اين مسئله كه راه امام روشن است به صورت غير مستقيم اظهار داشتند كه اجتهاد در مقابل نص فرمايشات و عملكرد هاي حضرت امام امري ناثواب و غير قابل بخشش مي باشد.

در اين راستا بود كه عده اي باب جديدي را باز نمودند و آراء و نظرات شاذ و نادر خويش را منتسب به حضرت امام (رض)نمودند و از جانب ايشان مهر تائيد بر اجتهادات خويش زدند!

در حالي كه حضرت امام (رض)در وصيت نامه سياسي الهي خويش به نكته مهم زير اشاره كرده بودند:

"اكنون كه من حاضرم ، بعض نسبت هاى بى واقعيت به من داده مى شود و ممكن است پس از مـن در حـجـم آن افزوده شود. لهذا عرض مى كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى شود مورد تصديق نيست مگر آن كه صداى من يا خط و امضاء من باشد با تصديق كارشناسان ، يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم" .

عده اي خواسته يا ناخواسته بر خلاف اين مسير مشخص شده از جانب حضرت امام (رض)ادعا هايي را مطرح نمودند، از جمله آقاي هاشمي رفسنجاني كه با كمال تعجب اظهار داشتند كه حضرت امام (رض)در سال 1363 مخالف شعار مرگ بر آمريكا بودند ! در حالي كه امام خميني (رض) در پيام معروف به پذيرش قطعنامه اظهار داشته اند:

"انشاءالله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج ، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انـسـانـيـت بـايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس ‍ سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با آمريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى خواهيم كه اين قـدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مـرگ آمـريـكـا و شوروى را به صدا درآوريم ".

با وجود نص به اين صريحي عده اي باز باب اجتهاد در آراء امام (رض) آن هم از نوع اجتهاد در مقابل نص را پيش روي خود باز ديده و به دفعات به تحريف صريح آرائ و نظرات حضرت امام (رض) وآن هم به بيرحمانه ترين شيوه ممكن يعني منتسب نمودن اين نظرات تحريف شده به حضرت امام نمودند!

در حالي كه مريدان امام در برزخي غير قابل تصور گرفتار شده بودند و انتقاد هر شخصي توهين به پايه هاي نظام !!! تلقي مي شد روزنامه هايي كه با بودجه بيت المال چاپ و نشر مي شدند و مي شوند به تحريف شخصيت حضرت امام (رض) ادامه دادند.

در اين راستا آيه الله صانعي طي اظهاراتي از موافقت حضرت امام (رض) با آراء فقهي ايشان در طول حياتشان سخن گفتند و در پي آن نظراتي را اظهار نمودند كه با نص صريح بيانات امام و عملكرد ايشان در طول عمر گهر بارشان متناقض و متضاد بود.

در اين زمان نيز عده اي كه نتوانستند هجمه به امام (رض) در اين سطح وسيع را تحمل كنند و به انتقاد از اين شيوه خطرناك پرداختند به توهين به مرجعيت متهم شدند در حالي كه سخن منتقدين چيزي جز اين نبود كه

 " آقاي صانعي شما فقط نظرات خويش را به جامعه علمي عرضه كنيد و به اجتهاد بپردازيد نه اين كه نظرات فقهي خود را به امام (رض) منتسب كنيد"

در حالي كه در طول حيات حضرت امام (رض) و پس از آن نيز تعداد زيادي از علما در ابواب مختلف فقه اجتهاداتي مخالف با اجتهادات حضرت امام داشته اند ولي هيچ كدام اين اجتهادات را به پاي حضرت امام (رض)ثبت ننمودند و به تنهائي مسئوليت نظرات خويش را پذيرفتند.

با وجود اين وضعيت كه هر كس نظرات و اجتهادات خويش را به اسم امام مي نوشت بي آن كه به نظرات و آراء حضرت امام رجوع كند آقاي محمد رضا خاتمي بحث انتقاد از حضرت امام را مطرح نمدند كه به نظر بنده بايد از ايشان تشكر نمود چرا كه ايشان با قبول اين مسئله كه نظراتشان مخالف نظرات حضرت امام (رض) مي باشد به نظرات خويش اشاره مي كنند و بدون اين كه آراء امام را مثل ديگران تحريف كنند به انتقاد از آراءامام چنان چه هست و ثبت شده مي پردازند.

از سويي ديگر اگر منتقدين حضرت امام (رض)آراء و نظرات خويش را اعلام نمايند به سادگي مي توان با آنان روبرو شد و پاسخي به نقد آنان داد ولي مشكل زماني است كه اين آقايان نظرات خويش را به اسم حضرت امام (رض)بيان مي كنند و مخالفين خويش را مخالف نظرات حضرت امام!!!

باز مي گويم و بر اين نكته تاكيد مي كنم كه دوستان بزرگوار بايد اين قدم و سخن آقاي محمد رضا خاتمي را حركتي به جلو فرض كنند و آن را ارج بگذارند زيرا كه اين موضع ايشان خالي از هرگونه نمايشات مضحك و خنده آور و تصنعي است ، چنان چه بعضي از حضرات تلاش دارند خود را آنگونه كه نيستند نشان دهند.

 

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 8:51 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم خرداد 1387

وقتی ضمیر مرجعش را پیدا می کند!

چندی پیش مقام معظم رهبری طی سخنانی در جمع دانشجویان شیراز توصیه هایی را به دانشجویان نمودند و از دانشجویان خواستند تا در مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... تعیین مصداق نکنند تا قانون دان های قانون شکن سوءاستفاده نکنند.

در این راستا هفته گذشته سایت خبری تابناک با تحلیلی عجیب مدعی شده بود که رئیس جمهور توصیه رهبری را در سفر به قم رعایت ننموده است!

در مورد این تحلیل ! سایت خبری تابناک نکات زیر رو باید خاطر نشان کرد:

اولا توصیه مقام معظم رهبری به دانشجویانی بوده که از اسرار و نیز پرونده ها اطلاعی ندارند و احتمال خطا در قضاوت هایشان زیاد هست نه رئیس جمهور محترمی که اطلاعات از چندین منبع مختلف به دستشان می رسد.

ثانیا رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی از قانون دان های قانون شکن اسم بردند به نظر حضرات این اشخاص در کدام حوزه ها بیشتر یافت می شوند؟ ما از پاسخ به این سوال خودداری می کنیم زیرا که عده ای مترصد فرصتی هستند تا مطالب مندرج در یک وبلاگ را به اسم رئیس جمهور بنویسند و ایشان را تخریب کنند.

ثالثا چرا عده ای این همه ناراحتند که رئیس جمهور اطلاعاتی را در مورد مفاسد اقتصادی و ... اعلام کنند مگر این اشخاص نبودند که رئیس جمهور را به خاطر عدم افشای نام مفسدان اقتصادی مورد شدید ترین حملات قرار دادند؟

رابعا ! مگر مرجع ضمیر قانون دان های قانون شکن حضرات موجود در خبرگزاری تابناک و یا حامیان پیدا و پنهان آن هستند که این گونه از افشای برخی مسائل بیم دارند؟

و سوالات دیگری که پرداختن به هر کدام از آن ها در این شرایط شاید به صلاح نباشد!!!

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 10:21 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

جمعه سوم خرداد 1387

پارادوکس نظارت مجلس بر امور کشور

دیروز وقتی که به مطالعه روزنامه ها پرداختم به نکته عجیبی برخورد کردم !

می پرسید که این چه نکته عجیبیی است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است ؟

دولت اصلاحات در دوران حکومت هشت ساله خود بر قوه مجریه و نیز مجلس ششم در دوران حاکمیت اکثریت اصلاح طلب ! همیشه بر بوق نظارت مجلس بر تمامی قوا حتی رهبری و ... می زد تا جایی که آقای محمد رضا خاتمی نائب رئیس مجلس ششم از استیضاح امام زمان سخن گفت و آقای اصغرزاده عضو شورای شهر اول از تظاهرات بر علیه خدا دم زد !!!

نمی دانم  این پارادوکس را چگونه حل کنم ؟

در طول دوران اصلاحات و زمانی که روزنامه های زنجیره ای بعد از ماه ها حمله به مقدسات دینی بسته می شدند و یا مورد تذکر قرار می گرفتند از لزوم نظارت و تحقیق و تفحث از قوه قضائیه صحبت می شد ولی امروز که عزیزان احساس اتحاد تاکتیکی با قوه قضائیه می کنند قرائت حاصل تحقیق و تفحص از قوه قضائیه امری نابخشودنی می شود!

امروز قرائت گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه حرام است ولی استیضاح وزیر بازرگانی در آخرین روز ها ی کار مجلس هفتم واجب عینی!

منتقدین دانشگاه آزاد حسود و شهرت طلب و مزاحم هستند اما مجلس آینده باید سوال از رئیس جمهور را مورد بررسی قرار دهد(مجلس هشتم سوال از رئيس‌جمهور را مطرح كند) و حتی به زعم برخی آقایان مجلس قوی مجلسی است که طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را بررسی کند!

انتقاد از آقای جاسبی به ای نحو کان حرام  و در حکم محاربه با امام زمان هست ولی تخریب دولت خواسته همه انبیای عظام  و در یک سخن کلیه کائنات !

در نظر حضرات کسی دارای کفایت سیاسی برای ریاست جمهوری بر ایران اسلامی است که دارای گرایشات سکولار و در صورت امکان لائیک باشد !

در نظر آقایان شخصی که بر عدالت اصرار می ورزد صلاحیت ریاست جمهوری را ندارد!

کسی که بر لزوم حکومت انسان کامل بر زمین و این که حکومت زمین به مستضعفین خواهد رسید تاکید کند پوپولیست هست اگر چه این سخنان قبل از این که دربیانات رئیس جمهور فعلی بیاید دربیانات رهبر عزیز و نیز امام راحل و قبل از آن ائمه معصومین و قرآن کریم آمده باشد.

آنچنان که از سخن مصلحان جدید و مرتجعین سابق بر می آید شاید نعوذ بالله خدا هم پو پو لیست بوده است!

در طول سه سالی که دولت مردمی آقای احمدی نژاد شروع به کار کرده روز نامه های اصلاح طلب به هر نحوی شده از وزرای کابینه انتقاد کرده اند روزی نبود که از وزیر اقتصاد قبلی آقای دانش جعفری و نیز وزیر کشور سابق آقای پور محمدی در روزنامه ها انتقاد نشود واین دو بزرگوار به مدیریت ضعیف متهم نگردند ولی امروز که بنا به هر دلیلی این وزرا تغییر کرده اند شاهد تعاریف و تمجید های عجیب و غریب از این وزرای تغییر یافته هستیم!

آن هایی که از جنایات ! آقای پورمحمدی در انتخابات مجلس هشتم سخن می راندند و می گفتند که وزارت کشور زمینه پیروزی یک جناح خاص را در انتخابات فراهم کرد و می خواستند عدم اقبال مردم به خودشان را به گردن دیگران بیندازند امروز از مدیریت تاریخی آقای پور محمدی بر وزارت کشور سخن می گویند!

حضراتی که در طول دوران مدیریت آقای دانش جعفری تورم را حاصل مدیریت ضعیف ایشان می دانستند امروز از بی کاره بودن و عدم اختیارات کافی این وزیر سابق مطلب می نویسند!

نمی دانم دیگر چه می توان گفت ولی آقایان را به یاد این سخن زیبای امام حسین در روز عاشورا می اندازم که در خطاب به سپاه کفر فرمودند:اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید.

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 12:6 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387

فقیر زدایی یا فقیر کشی کدامیک؟

آقای هاشمی طی یک سخنرانی باز طی حمله به دولت سیاست های اقتصادی دولت را با عنوان گداپروری مورد هجوم قرار داده اند.

متاسفم از اینکه آقای هاشمی طیف وسیعی از مردم ایران اسلامی که جزو قشر زحمتکش جامعه هستند و متعلق به دوستداران ایشان یعنی کارگزارانی ها نیستند را با عنوان گدا یاد کرده اند.

حضرت امام(رض)یک موی سر کوخ نشینان مستضعف را به کاخ های کاخ نشینان ترجیح می داد ولی گویا عده ای از شاگردان! آن عزیز سفر کرده به این قشر زحمت کش کوخ نشین با نگاه خمینی بت شکن نگاه نمی کنند .

نگاه آقای هاشمی و کارگزارانی ها به مستضعفین نگاه یک متمول به گدا است نه نگاه یک زمامدار علوی به مردم!

آری در نظامی که آقایان داعیه دار طراحی آن هستند نباید گدایی باشد واین جای بسی خوشحالی دارد!

تعجب نکنید!

آقای هاشمی نمی خواهند در این ممکت فقیری باشد و فقرا و مستضعفین نباید چهره شهرهای ما را زشت نشان دهند!

مریدان آقای هاشمی برای این فرمایش آقای هاشمی نشسته اند و برنامه ها ریخته اند !

نباید در کشور فقیر باشد !

امکانات ما نیز اجازه نمی دهد که گداپروری !کنیم!

پس چه کار باید کرد؟

احسنت!

اکنون که فقر را نمی توانیم از بین ببریم بیائیم فقرا را از بین ببریم ! تا جامعه تماما یکدست و  اعیان پسند باشد.

اگر کسی به فکر خدمت به مستضعفین باشد پوپولیست و عوام گرا هست او می خواهد به جای عدالت فقر را بین مردم توزیع کند! و دست آخر این که او گداپرور است!

مدعیان جامعه چند صدایی حتی تاب و تحمل انتقاد جوانان و دانشگاهیان را از یک مدیر مادام العمر (حضرت آقای جاسبی دامت برکاته و زید توفیقاته و ...)را ندارند و منتقدین را با عناوینی می خوانند و خطاب می کنند که انسان متاثر می شود و از خود می پرسد که آیا این همان نظامی است که مستضعفین صاحبان اصلی آن هستند؟

آقای هاشمی منتقدین دانشگاه آزاد را حسود و شهرت طلب و مزاحم و ... می نامند گویا سیاست اصولی ایشان فقیرزدایی از همه حوزه ها حتی از عرصه علم و دانش کشور می باشد و به نظر ایشان کسانی که می خواهند دانشگاه آزاد محیطی برای تعلیم انسان های متعهد برای اداره ایران اسلامی باشد می خواهند دانشگاه آزاد را به یک گداخانه بزرگ !!!تبدیل کنند.

حضرات باید بدانند که فرزندان معنوی حضرت روح الله و مقلدین خامنه ای عزیز هرگز در مقابل فقر و فساد و تبعیض سر فرود نخواهند آورد . خواه نتیجه این مجاهدت ها ترور شخصیت توسط اشخاص حقیقی و حقوقی باشد و یا نباشد .

چنان چه حضرت روح الله فرمودند:

ما مکلف به وظیفه ایم نه نتیجه که اگر انبیا و اولیا به نتیجه کار نگاه می کردند نباید هیچ کاری انجام می دادند.

 

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 19:4 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

طرفداري سياسي از دولت يك گرايش اصولي

چند روز پيش تصميم گرفتم كه مطالعه اي در فرمايشات آقا از سال ۶۸ تا به حال داشته باشم به اين جهت به پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري رجوع كردم.

ايشان در سخناني كه در جمع مسئولين صدا و سيما در هفتم مرداد سال ۶۹ داشتند سخنان بسيار مهمي رو در مورد حمايت از دولت ايراد كردند وچون اين سخنان را به صورت كلي و به عنوان راهنماي راه بيان نموده اند در مورد همه دولت ها صادق است.

"طرفدارى سياسى از دولتى كه امروز بر سر كار است، يك گرايش اصولى است. بايد اين در تمام برنامه‏هاى شما محسوس باشد؛ از خبرتان گرفته، تا برنامه‏هاى اقتصادى و سياسى.

اين صدا و سيمايى كه متعلق به اين ملت است - دولت هم كه متعلق به ملت و با پول جيب اين ملت اداره مى‏شود - نمى‏تواند بزرگترين مصلحت ملت را نديده بگيرد و فدا كند. مثلاً در برنامه‏هاى معمولى، قصايد غرايى در مدح دولت و رئيس دولت بخوانند؛ اما در يك برنامه‏ى طنز، يا در يك برنامه‏ى سياسى و اقتصادى، زيرآب همه چيز را بزنند! متأسفانه گاهى اين چيزها ديده مى‏شود.

بد نيست من اين را به شما بگويم كه گاهى بعضيها ايراد مى‏گيرند، و آن وقت هم به حضرت امام(رضوان‏اللَّه‏عليه) ايراد مى‏گرفتند كه چرا شما اين‏قدر با مراقبت و دقت و وسواس، از دولت پشتيبانى مى‏كنيد. من واقعاً از اين حرف تعجب مى‏كنم. من گاهى براى بعضى از نزديكان و دوستان مثال زده‏ام و گفته‏ام كه اتومبيلى است كه تمام دار و ندار من - فرزندان، عزيزان، ثروت و موجوديم - در آن است و راننده‏ى ماهرى هم پيدا كرده‏ام كه از راه بسيار خطرناكى اين اتومبيل را مى‏برد. من همه چيزم به اين اتومبيل بسته است. اگر يك وقت چيزى هم ببينم كه به نظرم ناخوشايند بيايد، كلمه‏يى كه يك ذره حواس آن راننده را پرت كند و او را مشغول نمايد و نتواند اين راه پُرپيچ‏وخم و خطرناك را به سلامت طى كند و با عافيت به سرمنزل برساند، من مطلقاً آن كلمه را نخواهم گفت، تا خدشه‏يى به اين اتومبيل وارد نشود. حالا شما مى‏گوييد كه مثلاً چرا ما يك دفعه از اين طرف، وزنه‏يى را محكم به اين ماشين نمى‏كوبيم و نمى‏گوييم كه آقاى راننده! اين چه نوع رانندگى است؟ يا چرا در فلان نقطه آن‏طور شد؟ يعنى به‏دست خودمان، همه چيز نظام را در خطر بيندازيم؟! اين خيانت است. آن كسى كه از پشت گردنه، يك‏دفعه جلوى اتومبيل مى‏پرد و يك فرياد بى‏خود مى‏كشد، دارد خيانت مى‏كند؛ خيال مى‏كند كه خدمت مى‏كند. حالا در اين وضع حساس بعد از انقلاب، وقتش نيست."

حضرت آقا در اين بيانات نكات چندي رو به صدا و سيما متذكر شده اند ، كه در اصل تذكر به همه مسئولين نظام و رسانه هاي دسته جمعي مي تواند باشد:

۱ - نمي شود در چند برنامه از دولت حمايت كرد و در يك برنامه به اصطلاح طنز و ...دولت را به شدت كوبيد.

۲- صدا و سيما با هزينه ملت اداره مي شود و نبايد مصلحت ملت را نديده بگيرد.

۳ -كساني كه در وضعيت حساس انتقاد و يا بهتر بگوئيم تخريب هاي ظالمانه اي عليه دولت اعمال مي كنند خائن هستند.

چنان چه ميبينيم حضرت آقا در اين بيانات به حمايت خويش از همه دولت ها به صورت عموم اشاره مي كنند و آن را يك سياست اصولي معرفي مي كنند.

مقام معظم رهبري در چند سال اخير كه دولت نهم زير شديد ترين انتقادها و تخريب ها كار را شروع كرد به حمايتي خاص و بي بديل از دولت دست زدند.

حضرت آقا حتی برای این که شائبه حمایت عام ایشان از دولت نهم به وجود نیایدبه حمایت خاص از دولت نهم اشاره کردند.

اگر بخواهیم لیست حمایت های عام و ویژه مقام معظم رهبری را از شخص آقای احمدی نژاد و دولت نهم اینجا ذکر کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.

سوال اینجاست که چرا عده ای با این که میخواهند شرایط کشور را بحرانی نشان دهند در این شرایط بحرانی دست از تخریب و حمله به دولت بر نمی دارند.(به عقیده ما شرایط کشور حساس هست ولی بحرانی نیست و این حساس بودن هم محصول حرکت یک کشور در حال توسعه به سوی یک توسعه پایدار می باشد)

این اشخاص باید بدانند که در کلام رهبر خائن هستند چون به اهداف و نیات دشمن کمک می کنند.

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 10:57 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

تاریکخانه اشباح!

چند سال پیش که انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید هیچ کس فکر نمی کرد و شاید هم به مخیله هیچ کس خطور نمی کرد که این بار قرار است تمامی معادلاتی که چندین و چند سال است که به ناحق ترسیم گشته است به هم بخورد .

از هر کسی می پرسیدی به که رای خواهی داد می گفت به احمدی نژاد رای می دهم ولی حیف که رای نخواهد آورد!

ولی زد و احمدی نژاد رای آورد و شروع شد...!

خیلی وقت بود که عده ای در نهاد ریاست جمهوری ماوا گزیده بودند و هر ازگاهی طرحی نو می انداختند.روزی به اسم سازندگی و روزی دیگر به اسم اصلاحات و در این دوران قدرت کسی حق ورود نداشت که اگر کسی اشتباهی وارد این حریم می شد نیروی گریز از مرکز او را در خود محو و نابود می کرد.

تقدیر بر این قرار گرفته بود که کسی جز این معدود اشخاصی که از بدو خلقت مدیر آفریده شده اند! وارد این نهاد نگردند و اگر کسی اشتباهی وارد می شد باید مثل شهید رجایی عمودی وارد می شد و افقی خارج.

احمدی نژاد وارد این تاریکخانه گردیده و باید حذف گردد.چاره ای نیست یا باید مسالمت آمیز کنار بکشد و یا این که اسمش بر روی آزاد راه تهران شمال گذاشته شود و یا اینکه آبرویش را در طبق اخلاص بگذارد.

معادلات قدرت دیر زمانی است که ترسیم گشته و نمی شود آن ها را به این سادگی از میان برداشت.

به این جهت است که میگویند احمدی نژاد اشتباهی است ! 

او وارد حوزه ای شده است که نباید می شد!

اگر مقلدان امام خمینی با جان خویش به ملاقات معشوق شتافتند مقلدان خامنه ای عزیز نیز با آبروی خویش به مصاف اهریمنان آمده اند .

احمدی نژاد!

شهادتت مبارک!

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 14:59 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

حمله به مصباح دین چرا و چگونه؟!

چند سال پیش در اوج یکه تازی های اصلاح طلبان ! یک دفعه سعید حجاریان ترور شد و عده ای نیز از خدا خواسته این ترور را پیراهن عثمانی کردند تا به ارکان نظام از جمله سپاه و بسیج حمله کنند.

آن چیزی که بیشتر از همه ظهور و بروز داشت حمله مدعیان اصلاحات به عالمی بود که بخش عظیمی از عمر خود را در راه اسلام صرف کرده بود و اینک همچون سدی آهنین در مقابل تمایلات و تفکرات انحرافی آنان ایستاده بود.

دفاع جانانه رهبر عزیز انقلاب از حضرت استاد آب سردی را بر روی آتش شهوات شب پرستان ریخت آن هنگامی که حضرت آقا از استاد به عنوان عقبه تئوریک نظام یاد کرد و استاد را ادامه دهنده راه بزرگانی چون علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری یاد کرد.

اتهاماتی که به استاد زده می شد و الان نیز از طرف ادامه دهندگان راه بیگانگان در ایران به استاد زده می شود عبارتند از:

الف انجمن حجتیه ای بودن

ب مخالفت با آراء و اندیشه های امام و عدم سابقه مبارزاتی

ج تئوریسین خشونت

و ...

این اتهامات به اندازه ای خنده دار هست که انسان نمی داند که در جواب به آن ها چه بگوید؟!

آیا حضرت استاد با این همه نوشته در مورد ضرورت حکومت اسلامی در زمره انجمن حجتیه قرار می گیرد؟!

آیا مدعیان نشریه انتقامی که استاد در زمان رژیم طاغوت یک تنه بر علیه شاه چاپ و پخش می کردند ندیده اند؟!

در زمان طاغوت استاد در مقابله نظری با انجمن حجتیه به آنان گفته بودند که چگونه سهم امام را در عدم حضور معصوم می خورید و از آن استفاده می کنید ولی حاضر به تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت آن حضرت نیستید؟!

آیا با این اوصاف ایشان جزو انجمن حجتیه بوده اند؟!

آیا کسی که عمر خویش را در راه یادگار ارزنده حضرت امام که همان رکن رکین ولایت فقیه می باشد گذاشته است و در این راه جان و آبروی خویش را در طبق اخلاص قرار داده است مخالف اندیشه های حضرت امام هست؟!

اتهام این عده به حضرت استاد انسان را یاد این شعر ابوعلی سینا می اندازد که:

کفر چو منی گزاف و آسان نبود

محکمتر از ایمان من ایمان نبود

در دهر یکی و آن هم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود

اگر استاد مخالف اندیشه های امام هستند پس چه کسی موافق اندیشه های حضرت امام هست؟!

آیا فقیهی که مخالف هرگونه عمل خودسرانه ای در زمان حضور حکومت اسلامی و برخلاف نظر ولی امر مسلمین می باشند می تواند تئوریسن خشونت باشد؟!

در حالی که حضرت استاد عمل برخلاف بخشنامه های جزءادارات در نظام اسلامی را حتی اگر برخلاف نظر فقهی مجتهدی باشد را حرام می دانند می توانند حکم به ترور خودسرانه شخصی بدهند که مسئول یکی از نهادهای نظام اسلامی است؟(آقای سعید حجاریان عضو شورای شهر تهران بودند)؟!

این سوال برای بنده لاینحل مانده است که چرا عده ای که به استاد به خاطر انتقاد به نظریات شریعتی اعتراض می کنند و استاد را تئوریسین خشونت می نامند چگونه خود بهره گیری های گروهک تروریستی فرقان از آراء و نظرات شریعتی را توجیه می کنند؟

اگر ترورهای خودسرانه و کور گروهک تروریستی فرقان به پای شریعتی نوشته شود ترورهای کور و برخلاف نظر استاد عده ای خودفروخته را نیز می توان به اسم استاد نوشت.

همچنین اگر ترورهای کور عده ای که خود را پیرو بازرگان می دانستند به اسم بازرگان تمام شود ترور سعید حجاریان نیز می تواند به اسم استاد تمام شود.

نظر قاطع بنده این است که این هجمه ها به حضرت استاد تنها و تنها به خاطر حمایت های صریح نظری و عملی ایشان از نظریه ولایت فقیه و مصداق اتم آن یعنی حضرت آیه الله العظمی خامنه ای می باشد.

مهاجمان با خیال این که برای از میان برداشتن سد محکم ولایت فقیه مجبورند حبیب ابن مظاهر انقلاب را از پیش رو بردارند به ایشان هجوم آورده اند و چه خوش این استاد فرزانه جان و آبروی خویش را در  مقابل تیرهای زهرآلود دشمنان قرار داده است.

خلاصه کلام این که

عده زیادی حاضرند برای اسلام و ولایت جان بدهند ولی تعداد بسیار اندکی هستند که می خواهند و می توانند برای اسلام و ولایت آبرو بدهند.

حضرت استاد جزو معدود افرادی هستند که در راه انقلاب حتی از آبروی خویش مانند مقتدای خویش حضرت امام خمینی (رض)گذشته اند.

دوستان می توانند برای مطالعه مقالات دیگر در مورد حضرت استاد به وبلاگ دیگر نویسنده به آدرس زیر مراجعه کنند:

مصباح دین

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 15:6 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

نقدی بر تحلیل "ماموریت جهانی و چند نکته " روزنامه اعتماد ملی:

دیروز هنگامی که به مطالعه روزنامه ها مشغول بودم ناگهان به مطلبی برخوردم که بنده را به تعجب واداشت.

روزنامه اعتماد ملی در صفحه آخر به قلم شخصی به نام سيدحسن الحسيني تحلیلی را با مضمون ماموريت جهاني و چند نكته به چاپ رسانده بود.

ایشان در این مقاله مدعی شده اند که اصلاح مدیریت جهان تنها با حضور معصوم و آن هم تنها با شرایط خاص به وقوع خواهد پیوست!!!ایشان این مساله را مستند به حکم علمای بزرگ دانسته اند!

ایشان در ادامه تحلیل خویش اصلاح مدیریت جهان را برگرداندن حاکمیت کلیسا به اروپا فرض کرده و این امر را حتی در صلاحیت پیامبر گرامی اسلام (ص)نیز ندانسته اند!!!

ایشان تغییر مدیریت جهان را منجر به شروع یک جنگ جهانی دیگر دانسته اند که از نوع اتمی بوده و کثیری از ابناءبشر در آن کشته خواهند شد.

ایشان اجرای دیپلماسی جهانی را فاقد مشروعیت دانسته و حتی مدعی شده اند که دیپلماسی پر هزینه کشور در شرایط حال مورد قبول ملت نبوده و طبعا فاقد مشروعیت می باشد!

و ...

دوستانی که میخواهند تحلیل فوق را به صورت کامل مطالعه نمایند می توانند به آدرس زیر مراجعه کنند:

ماموريت جهاني و چند نكته ‌- سيدحسن الحسيني

در مورد تحلیل فوق نکات زیر را باید خاطر نشان شد:

۱ - اگر اصلاح اوضاع جهان تنها در صلاحیت معصوم بوده باشد پس فلسفه تشکیل حکومت اسلامی چیست؟آیا اصلاح اوضاع داخلی در شرایط فعلی جهان که دنیا مثل تارهای عنکبوت به هم وصل شده امکان پذیر می باشد؟

۲ - روزنامه اعتماد ملی به قلم تحلیل گر خود ادعا می کند که علمای بزرگ اصلاح مدیریت جهان را تنها در صلاحیت معصوم (ع)می دانند.

بعید است که آقای کروبی و حزب اعتماد ملی که مدعی خط امام بودن را دارند از آراء حضرت امام مطلع نباشند.

اینجا لازم است که به قسمت هایی از عقاید امام در این باب اشاره کنیم:

"البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهان خواران بوده و هستيم حال نوکران آمریکانام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ما درصددخشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم، سرمايه داري و كمونيسم در جهان هستيم .ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هايي كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله (ص) را در جهان استكبار ترويج نمائيم...

ما با تمام وجود از گسترش باج خواهي و مصونيت كارگذاران آمريكايي حتي اگر با مبارزه قهر آميز هم شده باشد جلو گيري مي كنيم."

آیا این سخنان با آرائ و عقاید روزنامه اعتماد ملی و تحلیل گر محترم آن سازگار می باشد؟

ایشان مدعی شده اند که نظرشان مستند به آراءعلمای بزرگ می باشد .

شاید ایشان امام خمینی (رض)را به عنوان یک عالم بزرگ قبول ندارند؟!

حال شما مقایسه کنید این آراءو افکار را با نظرات امثال آقای کروبی و ببینید که فاصله از کجاست تا کجا:

حضرت امام در جایی دیگر مینویسند:

".. ما از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم"

عزیزان می توانند برای فهم نظرات جهانی حضرت امام به صحیفه نور جلد ۲۱ مراجعه نمایند و بنده به آقای کروبی توصیه می کنم که نامه پذیرش قطعنامه را یک بار دیگر مطالعه فرمایند اگر چه بعید می دانم که مطالعه نکرده باشند زیرا این پیام زمانی صادر شد که هنوزیک سال از قتل عام حجاج ایرانی در عربستان به دست خائنین حرمین شریفین نگذشته بود.زمانی که خود آقای کروبی مسئول حج و اجرای فریضه برائت از مشرکین بودند.

در این جا بهتر است به نظر حضرت آیه الله العظمی خامنه ای -دامت برکاته-در باب جهاد ابتدایی اشاره کنیم که خالی از لطف نیست و برای نقد و ابطال نظر نویسنده تحلیل فوق کافی به نظر می رسد:

س 1048: جهاد ابتدائى در زمان غيبت امام معصوم «عليه السلام» چه حكمى دارد؟ آيا جايز است كه فقيه جامع الشرائط مبسوط اليد (ولىّ امر مسلمين) حكم به آن كند؟
ج: بعيد نيست كه حكم به جهاد ابتدائى توسط فقيه جامع الشرائطى كه متصدّى ولايت امر مسلمين است، در صورتى كه مصلحت آن را اقتضا كند، جايز باشد، بلكه اين نظر اقوى است.

به سایر بند های مقاله تحلیلگر روزنامه اعتماد ملی نیز نقدهای زیادی وارد است ولی به علت اجتناب از اطاله کلام فعلا از نقد آن موارد خودداری می کنیم ولی تذکری مشفقانه به عزیزان روزنامه اعتماد ملی داریم :

عزیزان اسلام استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به هر هدفی حتی اگر آن هدف هدف مقدسی چون حفظ حکومت اسلامی باشد که به نظر حضرت امام از اوجب واجبات می باشد را جایز نمی شمارد چه برسد برای تخریب وجهه رئیس جمهوری که اینچنین در راه خدا و خدمت به خلق خدا از جان گذشته و شب و روز فعالیت می کند.انتقاد از دولت حق همه اصحاب رسانه می باشد ولی چرا عزیزان می خواهند این انتقاد ها را تبدیل به کینه جویی های شخصی کنند؟

هنوز چند روزی نگذشته که هم مسلک های شما به مصاحبه نکرده آقای رئیس جمهور نقد نوشتند و به سخنان صورت نگرفته ایشان حمله کردند در حالی که مصاحبه ایشان با سیمای جمهوری اسلامی لغو شده بود !
آیا شما میپندارید که مردم این کینه جویی های شخصی شما را فراموش خواهند کرد؟

زهی خیال باطل.

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 11:2 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

آیا تعلیق سیاست نظام بود ؟

چند روز پیش و به مناسبت روز ملی فناوری هسته ای آقای لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی مطالبی را فرموده اند که مطالعه آن خالی از اشکال نیست:

" بهترين راه در موضوع هسته يي ايران مذاکره با آژانس و ديگر کشورهاست..."(۱)

نمی دانم آقای لاریجانی چه فکر کرده ان تا این حرف را بزنند ولی ایشان نیز در این سخنرانی اذعان کرده اند که مسئله هسته ای ایران مستقیما تحت نظر مقام معظم رهبری اداره می شود و سیاست هایی که چه دولت آقای خاتمی و چه دولت آقای احمدی نژاد اتخاذ کرده اند زیر نظر رهبری بوده.

ما نیز آرزومندیم که این گونه بوده باشد و تا حدودی نیز این گونه بوده ولی نگاهی گذرا به فرمایشات آقا در چند ماه گذشته مسائلی را روشن می کند که بعید به نظر می رسد که آقای لاریجانی از آن ها بی اطلاع بوده باشند:

"از دهان گرگ طعمه را با مذاكره نميشود گرفت؛ با قدرت بايد گرفت. هزار و صد سال است كه در ادبيات كشور ما:

مهترى گر به كام شير در است‏           رو خطر كن ز كام شير بجوى‏

را گفته‏اند. گاهى هم عمل شده در تاريخ ما، بسيارى از اوقات هم عمل نشده. امروز ملت ايران دارد با ايستادگى خود به اين توصيه عمل ميكند؛ «رو خطركن». اين است مسئله‏ى ما..."(۲)

این فرمایش مقام معظم رهبری که در جمع مردم آذربایجان ایراد شده سیاست آقای لاریجانی که راهکار را مذاکره با دول دیگر تعیین می کنند صریحا در تضاد می باشد.

مقام معظم رهبری در سخنرانی که در جمع دانشجویان دانشگاه های یزد داشته اند به نکته جالب توجه و در عین حال تاسف انگیزی اشاره کردند که صریحا نظر عده ای را که می خواهند بی مبالاتی ها و ترس و واهمه و نیز عقب نشینی های خودشان را به پای رهبری بنویسند را باطل می کند:

"...همين مسئله‏ى انرژى هسته‏اى را كه بايد پشتوانه‏ى مستحكم اعتماد به نفس ما ملت ايران ميشد، خواستند وسيله‏اى بكنند براى اينكه اعتماد به نفس را از ما بگيرند. هى فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه‏ى يو.سى.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توى اين كشور هست، كلاً يك‏جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نميخواهيد بمب اتم بسازيد!"(۳)

در حالی که مقام معظم رهبری صریحا سیاست تعلیق را نفی می کنند و مخالفت خویش را با اعمال این سیاست در دولت آقای خاتمی اظهار می دارند آقای لاریجانی می فرمایند:

"...بحث انرژي هسته يي و مسائل آن نظر نظام بوده است و مستقيماً زير نظر مقام معظم رهبري اداره و رهبري مي شود، تعليق مربوط به شخص آقاي خاتمي نبود و اين همه هياهو به پا کردن ندارد."(۴)

آقا در ادامه سخنانشان در جمع دانشجویان دانشگاه های یزد به عقب نشینی های متوالی دولت آقای خاتمی اشاره می کنند و صریحا اظهار می دارند که در آن زمان دستور به توقف عقب نشینی ها داده اند حال چگونه ممکن است که سیاست تعلیق متعلق به کل نظام باشد و آیا با این فرمایشات صریح می توان عقب نشینی ها را به نام رهبر عزیز تمام کرد:

"من همان وقت هم در جلسه‏ى مسئولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان ميشوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستى اين روند عقب‏نشينى متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروى، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتى انجام بگيرد كه اين عقب‏نشينى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همين كار هم شد."(۵)

مقام معظم رهبری در سخنرانی خویش دو روز مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی صریحا از مواضع و مصوبات مجلس ششم انتقاد می کنند و می فرمایند اشخاصی در یکی از مجالس قانونی را تصویب کردند که بساط انرژی هسته ای را جمع کنند :

"يك كسانى در يك مجلس ديگرى پيدا شدند، تصميم گرفتند بر طبق خواسته‏ى مخالفين كه ميگفتند بساط انرژى هسته‏اى را جمع كنيد، در كشور قانون بگذرانند كه دولت را الزام كنند كه دنبال انرژى هسته‏اى نرود! اين هم بود در يكى از مجالس ما. اين چيزى نيست كه ملت ايران آن را بخواهند"(6)

آیا با این اوصاف همه این موضع گیری ها و مصوباتی که در دولت آقای خاتمی و نیز در مجلس ششم صورت گرفت مواضع رهبری بود.

در حالی که مقام معظم رهبری در مورد مصوبات و مواضع دولت آقای خاتمی و مجلس ششم چنین می گویند مواضع قاطع وتاثیر ارزنده آقای احمدی نژاد را در پیروزی هسته ای دارای نقش مهم ارزیابی می کنند.

 

مقام معظم رهبری:

نقش شخص رییس جمهور و ایستادگی وی در پیشرفت موضوع هسته ای بسیار بارز بود.

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 15:15 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم فروردین 1387

آقای روحانی و فشار به دستگاه قضائی

حدود دو ماه پیش بود که آقای موسویان که متهم به جاسوسی هسته ای بودند به یکباره تبرئه شدند ولی با مقاومت رئیس جمهور محترم و نیز وزارت اطلاعات پرونده به مسیر اصلی خود بازگشت .

ما این جا قصد این را نداریم که بگوئیم که نهاد قضائی باید حکم به محکومیت آقای موسویان دهد زیرا محکوم شدن حتی یک مدیر در نظام اسلامی در تحلیل نهائی به ضرر نظام اسلامی است.

در آن زمان مخالفین دولت از جمله آقای روحانی سخن از این می راندند که دولت می خواهد با تحریک افکار عمومی مسیر پرونده را عوض کند و نیز به نهاد قضائی فشار بیاورد تا آقای موسویان محکوم شوند.

این ادعا به قدری مضحک بود که نیازی به پاسخ به آن نبود زیرا پرونده نیروهای حزب اللهی در گردن نهادن به قوانین نظام اسلامی روشن است و هرگز یک نیروی بسیجی در مقابل نهاد قضائی و احکامی که طبق فرموده فقهای شیعه لازم الاجرا است نایستاده است .آنانی باید به این اتهام پاسخ بگویند که در موضوعاتی از قبیل پرونده کرباسچی و گنجی و عبدالله نوری و ...چه فشارهایی که به نهاد قضائی وارد نکردند.

اشخاصی که زمانی از سعی دولت در جهت تحریک افکار عمومی سخن می راندند امروز سخنانی می گویند که بی شباهت به طنزهای نوروزی نیست . کجاست مهران مدیری تا ببیند که در دنیای سیاست مردان هزار چهره ای هستند که هر روز رنگ عوض می کنند و تخیلات ماکیاولیستی خود را به خورد مردم می دهند.

آقای روحانی در مصاحبه اخیر خود با شهروند امروز فرموده اند:

"پرونده آقای موسویان در افکار عمومی بسته شده است.

مردم آگاه هستند که چرا این حرکت ها شروع شده است"

سوالی که این جا مطرح است این است که مگر آقای روحانی و امثال ایشان نبودند که می فرمودند تا قبل از این که نهاد قضائی حکمی بدهد دیگران حق ندارند که سخن از محکومیت آقای موسویان برانند؟.

مگر این حضرات نبودند که می گفتند دولت می خواهد با تحریک افکار عمومی به دستگاه قضائی فشار بیاورد؟!

پس چه شد؟

نتایجی که می شود از سخنان آقای روحانی گرفت:

۱ - افکار عمومی حکم خود را داده است  و آقای موسویان در دادگاهی که مردم تشکیل داده اند !!! تبرئه گشته اند.

۲ - حکمی که دستگاه قضائی می دهد باید همسو با نتیجه این دادگاه باشد و گرنه دستگاه قضائی در مقابل وجدان عمومی مسئول هست .

۳ - همه کسانی که حکم به تبرئه آقای موسویان می دهند انسان های آگاهی هستند و کسانی که غیر این حکم را می دهند علی الاصول انسان های نادانی باید باشند که تحت فشار این حکم را داده اند.

آقای روحانی!

آیا بهتر نیست که رئیس جمهور محترم مستنداتی که از آن سخن می گویند به منظور روشن شدن افکار عمومی فاش کنند تا مردم در دادگاهی که تشکیل داده اند ! با مستندات قضاوت کنند؟

مسلما به نظر شما رئیس جمهور چنین حقی را ندارند زیرا تحریک افکار عمومی است و بالتبع دستگاه قضائی تحت فشار قرار می گیرد!

آیا حکمی که شما  به وکالت از مردم داده اید خود نوعی فشار وارد کردن به دستگاه قضائی نیست؟

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 11:12 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم فروردین 1387

شیهه اسبان مرده!

۱-مسابقات انتخاب زيباترين شتر در کويت برگزار شد.

به گزارش شبکه تلويزيوني فرانس بيست و چهار، شماري از کارشناسان براي انتخاب زيباترين شتر در کويت گرد آمده اند.

۲-نشست ساليانه سران اتحاديه عرب در حالی در دمشق برگزار گردید که تعداد زیادی از این به اصطلاح سران در این اجلاسیه شرکت نداشتند  از جمله  ملك عبدالله پادشاه عربستان و حسني مبارك رئيس جمهور مصر .

۳- نشست سران سازمان کنفرانس اسلامی نیز ماه گذشته برگزار گردید و بدون هیچ گونه نتیجه ملموسی به پایان رسید.(بحمدالله !)

۴ -ملت مظلوم فلسطین در غزه تحت محاصره شدید قتل عام می شوند

۵- لبنان نزدیک به یک سال است که قادر به انتخاب رئیس جمهور نیست!

۶ -در گیری ها در عراق روزانه ده ها و هر از گاهی صدها کشته دست ملت عراق می گذارد.

۷ - طالبان در افغانستان و پاکستان بیداد می کنند.

۸- شیعیان یمن و بحرین دیگر قتل عام را حق طبیعی خود می دانند و به مدد حمایت های بی دریغ ! ما و سایر برادران مسلمانشان در جهان اسلام شب ها آسوده می خوابند!

۹ - یک نماینده ضد اسلام هلندی فیلم ضد اسلام خود را در اینتر نت قرار داد.

و دست آخر این که

راستی زیباترین شتر سال انتخاب شد یا نه ! شاید ملک عبدالله که عادت به ازدواج با زیباترین ها دارد به نشانه حسن نیت...(استغفرالله!) و یا معمر قذافی این ملعون خبیث از شیر این شتر زیبا تناول می کند تا با تنی سالم و خیالی راحت پرونده امام موسی صدر را حل کند !

آری راست گفته این شاعر بزرگوار (آقای قزوه) که پادشاهان عرب شیهه اسبان مرده اند !

نوشته شده توسط روح الله امین آبادی در 12:45 | موضوع:
• لینک ثابت   •